در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

سرّ شهادت حضرت علی اصغر وتفاوت واقعه عاشورا با سائر وقائع

سند حقانیت عاشورا

14738
نسخه عربی

سرّ شهادت حضرت علی اصغر وتفاوت واقعه عاشورا با سائر وقائع

8
  • شهادت حضرت علی اصغر مرز حق و باطل

  • این قضیّۀ حضرت علی اصغر خیلی برای من قابل تأمل بود آنجا که بودم اصلا فکر من را مدتها مشغول کرده بود؛ که این مطلب و قضیه چیست؟ بعد این‌طور احساس کردم حالا که این مسئلۀ حضرت علی اصغر در قضیّۀ کربلا مایز بین حق و باطل است! اصلاً این مطلب باید در این قضیّۀ کربلا انجام بشود. چون شما در این مسئلۀ کربلا هرچه بخواهید ببینید باز جا برای منکر و جای شبهه هست. چرا امام حسین را بی‌گناه کشتند؟! خب می‌خواست قیام نکند.

  • عبدالله ریاضی رئیس مجلس شورای ملّی در یک جلسه‌ای گفته بود: «سزای هر کسی که با حکومت دربیافتد همین است ـ بعد از انقلاب او (عبدالله ریاضی) را اعدام کردند ـ همین‌طور به همچنین عبارت گفته بود، امام هم نگفته بود گفته بود «حسین!» گفت: «خب نتیجه حسین با خلیفه با حاکم زمان، با سلطان و شاه در بی‌افتد خب سزایش هم همین است! می‌خواست نکند!» خب الآن خیلی‌ها هستند می‌گویند: «خب قضیۀ امام حسین می‌خواست نرود؛ وقتی دید نمی‌تواند وقتی دید یزید هست خب نرود آنهایی که توجیه می‌کنند. مگر الآن خیلی‌ها نیستند که قضیّۀ صلح امام حسن را زیر سؤال می‌برند برای چه امام حسن ...؟! ـ هنوز هم هستند دیگر! ـ نه امام حسن اصلاً برای چه صلح کرد؟! و باید می‌جنگید. از این‌طرفش، از این‌طرف بعضی‌ها هستند که می‌گویند خب شما که می‌دانید نمی‌توانید با حکومت خلیفه یزید جنگ بکنید خب نمی‌رفتید، حالا بیعت می‌کردید تقیّه می‌کردید چه می‌کردید! دلیل ندارد که انسان بیاید مخالفت کند.

  • حضرت ابالفضل چرا شهید شد؟! آن هم به‌خاطر اینکه آمد در مقابل لشکرایستاد، زد آنها هم زدند، [شمشير] زدند بالأخره حالا یکی پیش می‌برد دیگر حالا یا با تیر می‌زند. هر قضیّه‌ای شما در کربلا نگاه کنید برای کسانی که اهل شبهه باشند، اهل وسوسه باشند، اهل مرض باشند، اهل غرض باشند، توجهشان توجه دنیا باشد، طرز تفکرشان طرز تفکر [دنيودي باشد، ملاكات]، ملاکات مادی باشد، ملاکات، ملاکات ظاهری باشد همه قابل توجیه است. چرا تشنه نگه داشتند؟ خب به‌خاطر اینکه به ستوه دربیاورند مگر مردم جای دیگر این کار را نمی‌کنند؟ دشمن وقتی که نگاه بکند ببیند دشمن مقابلش از یک امکاناتی برخوردار است می‌خواهد آن امکانات را محدود کند خب یکی از آنها فرض کنید که آب بوده آن هم اگر می‌گفتند ما تسلیم هستیم، آنها همان موقع شریعه را باز می‌کردند! حتّی صحبت راجع به حضرت قاسم، كه برای چه سوار اسب شد و پا شد آمد فرض بکنید اینها، توقع دارید که شما سیزده ساله هستی؟! خب باشد، بیایي شمشیر بزنی ما نگاه کنیم خب ما هم می‌زنیم. حتّی آن فرزند امام حسن که ده ساله، هفت ساله، پنج ساله بود؟ چقدر بود؟ که در همان موقع شهادت امام حسین آمد که حمایت کند، دستش را بالا کرد، می‌گویند: او که نمی‌خواست بزند، او می‌خواست امام حسین را بزند، دستش را گرفت دستش قطع شد؛1 قصد زدن دست فرزند امام حسن را نداشت.

    1. الإرشاد، ج 2، ص 110.