در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

سرّ شهادت حضرت علی اصغر وتفاوت واقعه عاشورا با سائر وقائع

سند حقانیت عاشورا

14738
نسخه عربی

سرّ شهادت حضرت علی اصغر وتفاوت واقعه عاشورا با سائر وقائع

6
  • اما این جریان حضرت علی اصغر خیلی برای من جای این [تعجب] بود جای تأمل بود و جای [فكر بود] فقط شما یک حضرت ابالفضل را نگاه کنید. شنیدم بعضی‌ها گفته بودند که: «از زمان رسول خدا تا الآن غیر از خود معصومین غیر از شخص معصومین کسی مثل فلان کس نیامده است!» غیر از خود معصومین! خب شما که یک هم‌چنین مطلبی را می‌گویید، آقای کذایی، شما آیا اصلاً به مقام حضرت ابالفضل اطّلاع دارید؟ واقع هستید؟! بله؟! 

  • اشتباه ميرزاحسین نوری در برتر دانستن حضرت سلمان برحضرت اباالفضل 

  • یا آن حاج میرزا حسین نوری که در کتابش راجع به سلمان گفته که او را بر حضرت ابالفضل ترجیح می‌دهد!1 آخر توی حاج میرزا حسین نوری دنبال رجال خود برو، تو را چه به این مقامات و معرفتها و به این مسائل که از او اطّلاع نداری، آخر دنبال زُراره و سکونی گشتن که چند تا بچه دارد، چند تا عمه و خاله دارد که برای انسان معرفت به عصمت نمی‌آورد! برای انسان که معرفت نمی‌آورد‌ آن چیز دیگری می‌خواهد. خب حالا سکونی ثقه بود یا نبود خب خیلی خب حالا فهمیدیم یا هست یا نیست، زراره چه بود؟ ابان چه بود؟ در چه مرتبه‌ای از وثاقت قرار داشتند در مرتبۀ اولی یا مرتبۀ ثانی؟ خب اینکه برای انسان معرفت به مقام عصمت نمی‌آورد! اینها جای خودش محفوظ! این مسائل به جای خودش محفوظ. تو چه می‌فهمی ‌از مقام حضرت ابالفضل که پیامبران باید خاک عتبۀ او را توتیای چشمشان کنند ‌تو چه می‌فهمی؟! آن وقت فرض کنید تو می‌آیی سلمان را مقایسه می‌کنی با مثلا حضرت ابالفضل، کسی که امام سجاد راجع به او می‌فرماید: «تمام شهدای اوّلین و آخرین به حال او غبطه می‌خورند»2 خب آن کسی که امام دارد می‌گوید که ﴿وَمَا يَنطِقُ عَنِ ٱلۡهَوَىٰٓ﴾3 ﴿إِنَّهُۥ لَقَوۡلٞ فَصۡلٞ * وَمَا هُوَ بِٱلۡهَزۡلِ﴾4 با حرف‌های من و شما که آمیخته با افراط و تفریط است تفاوت می‌کند. امام معصوم می‌گوید: «تمام گذشتگان و آیندگان دارند به این غبطه می‌خورند» این چه مقامی بود؟! این چه تجلیات ذاتی بر این شده که آن تجلیات بر ماقبل او نشده و نخواهد شد در آن چه چیزی بود؟! او چه می‌فهمد؟

    1. رجوع شود به نفس الرحمن فی فضائل سلمان، ص 141 و 242 و 375 و 377.
    2. الخصال، ج 1، ص 68:
      «عَنْ ثَابِتِ بْنِ أَبِي صَفِيَّةَ قَالَ: قَالَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ علیه‌السلام: رَحِمَ اللَّهُ الْعَبَّاسَ يَعْنِي ابْنَ عَلِيٍّ فَلَقَدْ آثَرَ وَ أَبْلَى وَ فَدَى أَخَاهُ بِنَفْسِهِ حَتَّى قُطِعَتْ يَدَاهُ فَأَبْدَلَهُ اللَّهُ بِهِمَا جَنَاحَيْنِ يَطِيرُ بِهِمَا مَعَ الْمَلَائِكَةِ فِي الْجَنَّةِ كَمَا جَعَلَ لِجَعْفَرِ بْنِ أَبِي طَالِبٍ وَ إِنَّ لِلْعَبَّاسِ عِنْدَ اللَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى لَمَنْزِلَةً يَغْبِطُهُ بِهَا جَمِيعُ الشُّهَدَاءِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ
    3. سوره نجم (53) آیه 3. امام شناسی، ج 7، ص 193:
      «و از روى هواى نفس خود سخن نمى‌گويد.»
    4. سوره طارق (86) آیه 13 و 14. امام شناسی، ج 14، ص 89:
      «اين قرآن تحقيقاً گفتارى است جدا كننده ميان حقّ و باطل، و نيست از روى مزاح و شوخى.»