در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

سرّ شهادت حضرت علی اصغر وتفاوت واقعه عاشورا با سائر وقائع

سند حقانیت عاشورا

14738
نسخه عربی

سرّ شهادت حضرت علی اصغر وتفاوت واقعه عاشورا با سائر وقائع

4
  • «لا یَسبِقهُم مَن کان قبلهم و لا یَلحَقُهُم مَن أتی بعدهم.»1

  • به‌خاطر این قضیّه است که یک سر سوزن ناخالصی نبود یعنی اینهایی که در روز عاشورا با امام حسین بودند با تغییر و تحولات شرایط هر قسمی‌که می‌شد، همان بودند! امام حسین پیروز می‌شد بودند؛ امام حسین نبود، بودند نمی‌شد بودند امام حسین نمی‌دانم [جنگ] می‌کرد کیفیّتش به هر نحوی که بود، بودند! زخمها را خوردند دوباره زنده می‌شدند همین بودند؛ سه باره این درد و إلم را می‌کشیدند همین بودند؛ همه‌اش همین بودند دیگر هیچ تفاوتی نداشتند. ادراکشان نسبت به موقعیت امام حسین عارفاً بحقّه بود.

  • مقام تسلیم، نقطۀ اشتراک اصحاب امام‌حسین 

  • البتّه خود اینها در مقام معرفت هم خب تفاوت داشتند ولی در آن مرتبه‌ای از معرفتی که بتواند دنیا را کنار بگذارد در این حد، جان را کنار بگذارد، زن و فرزند را کنار بگذارد و تعلقات را کنار بگذارد در این مرتبۀ از معرفت! تغییر و تحولات در آنها تأثیری نداشت، هیچ! ابدا! دنیا با تمام ظواهرش، با تمام مسائلش.

  • ما حالا به مراتب معرفت بالا کار نداریم خب البتّه بین حبیب بن مظاهر و حرّبن یزید فرق می‌کند در آن شکی نیست. بین افرادی که در آنجا بودند حالا با حضرت ابالفضل خب تفاوت است با حضرت علی اکبر تفاوت است اینها مسائلی است مخصوص به خود آنها است. حضرت علی اکبری که تالی تلو امام بود. در عباراتش و در زیارتش [اين مسئله] وجود دارد2 تالی تلو امام خب تفاوت دارد؛ یعنی مسئله [عادی] نیست؛ ولی صحبت در مقام تسلیم است که این مقام تسلیم تا کجا حد می‌خورد؟! این مقام تسلیم حدّ نداشته! مقامی‌که به امامش بگوید: «هر کاری تو می‌خواهی بکن» این را می‌گویند مقام تسلیم! هر کاری می‌خواهی بکن، تو اراده‌ات تعلق گرفته، یک دفعه من را بکشی، بکش! دو دفعه می‌خواهی، ده دفعه، آتش بزن، هر چه؛ زنم را بگیر، بچه‌های من را بگیر و بده، ببخش! در این مرتبه مانند اصحاب روز عاشورا نیامد و نخواهد آمد. این آن چیزی است که کلام، کلام معصوم است.

    1. کامل الزیارات، ص 270.
    2. مقتل الحسین علیه‌السلام، خوارزمی، ج 2، ص 34:
      «فتقدم عليّ بن الحسين و أمه ليلى بنت أبي مرّة بن عروة بن مسعود الثقفي و هو يومئذ ابن ثمان عشرة سنة فلما رآه- الحسين- رفع شيبته نحو السماء و قال: اللّهمّ اشهد على هؤلاء القوم فقد برز إليهم غلام أشبه الناس خلقا و خلقا و منطقا برسولك محمد صلّى اللّه عليه و آله، كنا إذا اشتقنا إلى وجه رسولك نظرنا إلى وجهه، اللّهم! فامنعهم بركات الأرض و إن منعتهم ففرقهم تفريقا و مزقهم تمزيقا و اجعلهم طرائق قددا و لا ترض الولاة عنهم أبدا فإنهم دعونا لينصرونا ثمّ عدوا علينا يقاتلونا و يقتلونا.
      ثم صاح الحسين بعمر بن سعد: مالك! قطع اللّه رحمك و لا بارك اللّه في أمرك و سلّط عليك من يذبحك على فراشك كما قطعت رحمي و لم تحفظ قرابتي من رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله» ثم رفع صوته و قرأ: إِنَّ اللَّهَ اصْطَفى‌ آدَمَ وَ نُوحاً وَ آلَ إِبْراهِيمَ وَ آلَ عِمْرانَ عَلَى الْعالَمِينَ ذُرِّيَّةً بَعْضُها مِنْ بَعْضٍ وَ اللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ.»
      همان، ص 36:
      «...فصاح الحسين علیه‌السلام: قتل اللّه قوما قتلوك، يا بني! ما أجرأهم على اللّه، و على انتهاك حرمة رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله؟! على الدنيا بعدك العفا
      المزار، شهید اول، ص 145:
      «... ثُمَّ امْضِ إِلَى ضَرِيحِ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ عَلَيْهِمَا‌السَّلَامُ وَ قِفْ عَلَيْهِ وَ قُلْ: السَّلَامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الصِّدِّيقُ الطَّيِّبُ الزَّكِيُّ الْحَبِيبُ الْمُقَرَّبُ وَ ابْنُ رَيْحَانَةِ رَسُولِ اللَّهِ السَّلَامُ‌ عَلَيْكَ مِنْ شَهِيدٍ مُحْتَسِبٍ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ مَا أَكْرَمَ مَقَامَكَ وَ اشْرَفَ مُنْقَلَبَكَ أَشْهَدُ لَقَدْ شَكَرَ اللَّهُ سَعْيَكَ وَ أَجْزَلَ ثَوَابَكَ وَ أَلْحَقَكَ بِالذِّرْوَةِ الْعَالِيَةِ حَيْثُ الشَّرَفِ كُلِّ الشَّرَفِ وَ فِي الْغُرَفِ (السَّامِيَةِ) كَمَا مَنَّ عَلَيْكَ مِنْ قَبْلُ وَ جَعَلَكَ مِنْ أَهْلِ الْبَيْتِ الَّذِينَ أَذْهَبَ اللَّهُ عَنْهُمُ الرِّجْسَ وَ طَهَّرَهُمْ تَطْهِيراً صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْكَ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ رِضْوَانُهُ فَاشْفَعْ أَيُّهَا السَّيِّدُ الطَّاهِرُ إِلَى رَبِّكَ فِي حَطِّ الْأَثْقَالِ عَنْ ظَهْرِي وَ تَخْفِيفِهَا عَنِّي وَ ارْحَمْ ذُلِّي وَ خُضُوعِي لَكَ وَ لِلسَّيِّدِ أَبِيكَ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْكُمَا...