
جایگاه روایات در تفسیر آیات قرآن
و علت ذکر نشدن نام امیرالمؤمنین علیه السَّلام در قرآن
جایگاه روایات در تفسیر آیات قرآن
8ـ مگر خودم بلد نبودم به او بدهم؟
اینقدر دقیق! این حرف ها برای انسان راه و سلوک است! رعایت این قضیّه، که چقدر اینها دقیق بودند!
[گفتند:] «من وقتی میگویم تو [پول را] بده، لابد یک قصدی دارم که تو بدهی، و الاّ میدادم یکی دیگر بدهد. منظور من صرفاً این پول دادن نیست، منظور من رعایت شئون او است که این رعایت شئون فقط به دست تو برآورده میشود!»
توجه کردید؟! نه فقط یک پول به دستش برسد. اینها همه برای ما ادب بود! ما را اینطوری تنبیه میکردند! که بفهمیم. که الآن چه کنیم.
میگفتند: «تو فکر این را نمیکنی که شاید این [شخصی که پول را دریافت میکند] از این که شخص دیگری از این قضیّه مطلع شده ناراحت شده باشد؟»
گفتم: چرا.
گفتند: «پس بنابراین تو نباید این کار را بکنی. هرچه به تو میگویم فقط همان را برو انجام بده.»
شما یک همچنین آدمی کجا سراغ دارید؟ حالا این آدم با این دقت، از دنیا برود، و راجع به بعد از خودش چیزی نگوید، اصلاً مگر امکان دارد؟ مگر امکان دارد؟! آقا یک آدمی که ـ فرض کنید ـ دوتا سهتا کلاس سواد دارد، وصیتنامه مینویسد! الآن آدمی که فقط پا روی بیل میگذارد در خانهاش وصیت نامه دارد! آنوقت یک همچنین شخصی با این دقت ـ که خب رفقایی که در زمان ایشان بودند خب حالا شاید از من هم بیشتر مسائل را در خودشان و وضعیتشان احساس کردند ـ چطور میشود ایشان از دنیا برود و راجع به بعد از خودش وصیت نکند. بنده تا آن ثانیۀ آخر بالای سر ایشان بودم. سر ایشان روی دست چپ من بود که از دنیا رفت. آنوقت چطور میشود که یک همچنین آدمی از دنیا برود و چیزی نگوید؟
[دلیل این حرف نزدن] همین است. او میخواهد آن جریان ولایت مخفی که در هر کجای عالم هست ـ ما که دیگر خبر نداریم. نمیدانم اصلاً روی زمین هست، روی زمین نیست ـ و آن امتحانی که قرار است پیش بیاید، به این وسیله پیش بیاید. گرچه با یک عباراتی [اشاره کرده است،] ولی خب میتوانند آن شب آخر بردارد بنویسد، [و بگوید:] به همه هم بروید نشان بدهید این کاغذ این قدری را بچرخانید و به همۀ افراد زیراکس کنید از آن، پخش کنید.
