در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جایگاه روایات در تفسیر آیات قرآن

و علت ذکر نشدن نام امیرالمؤمنین علیه السَّلام در قرآن

14879
نسخه عربی

جایگاه روایات در تفسیر آیات قرآن

7
  • یک دفعه من یک کار ایشان را انجام دادم، سه روز هم گذشت. من دیگر چه می‌دانستم [که باید] بیایم به ایشان بگویم که آقا من رفتم انجام دادم و تمام شد. گزارش نمی‌خواهد دیگر که حالا بیاییم گزارش هم بدهیم. خب انجام دادیم [تمام شد دیگر].

  • [ایشان گفتند:] آقا مگرمن به تو نگفتم برو آن را انجام بده.

  • گفتم: آقاجان سه روز پیش شما گفتید و من هم انجام دادم.

  • [گفتند:] چرا نیامدی بگویی؟ سه روز است که فکر من مشغول است!

  • ببینید! «سه روز است فکر من مشغول است.» وقتی به تو می‌گویم برو این را انجام بده برگرد و بگو که من خط بزنم. تا نگفتی من این را خط نمی‌زنم، و این مسئله همین‌طور روی میز من است و من خیال می‌کنم که توانجام نداده‌ای. اینها همه بر اساس ظاهرشان عمل می‌کنند دیگر، [بر اساس] باطن که [عمل] نمی‌کنند. ما چه می‌دانیم آنها در عالم خودشان چگونه هستند؟! آن کسی که از هزارتا خیال من خبر دارد، نمی‌داند من انجام داده‌ام؟! دیگر اگر کسی نداند من یکی که می‌دانم! اینها روی حساب‌های ظاهر خودشان است، ما چه می‌دانیم چه‌کار می‌کردند؟!

  • علی کل حال ما مکلف به این بودیم که انجام دادیم بیاییم بگوییم. این آدمی که انقدر دقیق است، [در حدی که یک‌بار] ایشان به من پول داده‌است: «برو این پول را به فلان شخص بده.» من داشتم می‌آمدم طهران، یک دفعه عجله داشتم که هواپیما دارد می‌رود ـ اتفاقاً یک قضیه‌اش را با خودشان هم بودیم ـ من دیدم نمی‌توانم [آن پول را] به طرف بدهم، دادم یکی از رفقا برود بدهد. بعد وقتی که آمدیم طهران در ماشین [گفتند:] آقا آن پولی که به تو دادیم، به فلانی دادی؟

  • گفتم: بله آقاجان به دستش رسیده است.

  • ـ ازت سؤال کردم دادی یا نه؟! درست جواب بده! به دستش رسیده یعنی چه؟ دادی یا ندادی؟

  • گفتم: دادم به فلانی ببرد.