در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جایگاه روایات در تفسیر آیات قرآن

و علت ذکر نشدن نام امیرالمؤمنین علیه السَّلام در قرآن

14879
نسخه عربی

جایگاه روایات در تفسیر آیات قرآن

6
  • باید اسم علی مخفی بماند تا آن کسی که در ذاتش خرده شیشه دارد بتواند بیاید خرده شیشه‌اش را نشان بدهد. و الاّ همۀ اسباب و وسائل از آنها گرفته می‌شود، عالم امتحان به هم می‌خورد. توجه کردید؟ اصلاً باید اسم علی مخفی بماند. اگر اسم علی ظاهر بشود، حقدها و حسدها دیگر کجا می‌خواهد بیاید خودش را نشان بدهد؟ معاندت‌ها و عنادها و حقد‌های بدر و حنین کجا می‌خواهد بیاید؟ دیگر بستر و زمینه و ظرف برای ارائه ندارد. آن‌وقت دیگر در آنجا بین سلمان و بین غیر سلمان شناخته نمی‌شود. دیگر مراتب تقوا و مراتب ایمان در آنجا محقق نمی‌شود، همه می‌دانند [راه درست] همین است، کسی هم نمی‌تواند حرف بزند. حرف بزند [می‌گویند:] عجب! آقا مقابل پیغمبر ایستادی؟!

  • باید زمینه طوری باشد که بشود مقابل امام حسین ایستاد. اصلاً دنیا باید این‌طور باشد. آن زمان، زمان حضرت است. آن زمان حضرت که دیگر این حرف‌ها نیست، همه چیز دیگر برپا می‌شود و [حضرت] می‌آید یا علی: «هر کس می‌خواهد گوش بدهد بدهد، هر کس هم نمی‌خواهد ـ  به قول مشهدی‌ها همه از یک کَنار  ـ خلاصه [حضرت] ترتیب همه را می‌دهد. آنجا دیگر این خبرها نیست. اما تا آن موقع بخواهد برسد، همه باید رشدشان را بکنند، همه باید در هر زمینه از آن مسائل نفس عبور کنند. و الاّ اگر عبور نکنند دیگر رشد معنا ندارد.

  • چرا علّامه طهرانی راجع به بعد از خودش وصیت نکرد؟

  • یک قضیّه بعد از مرحوم آقا اتفاق افتاد و این قضیّه واقعاً قضیۀ عجیبی بود. فقط این مسئله، مشکلاتی که من در ذهن داشتم را حل کرد!1 مرحوم پدر ما خیلی در مسائل دقت داشت، خیلی در مسائل دقت داشت. دقت ایشان به حدی بود که مثلاً حتی ما دست و پایمان را جمع می‌کردیم [ و مراقب رفتار خودمان بودیم]. وقتی ایشان یک کاری داشت، یک دفترچه داشت، برمی‌داشت‌آن کار را با مداد در آن دفترچه می‌نوشت، یک دو سه چهار [همه موارد را می‌نوشت] تا مثلا فردا بگوید که آقا بروید این کارها را انجام بدهید. مثلاً ما را صدا می‌زد، تو برو اینها را بگو، کس دیگر را صدا می‌زد اینها را انجام بده. بعد به ما این را می‌گفت: «وقتی انجام دادید، بیایید به من بگویید که من خط بزنم.» نه‌اینکه بروید انجام بدهید و بروید! من [تا ندانم که کار انجام شده] همین‌طور فکرم مشغول است.

    1. اسرار ملکوت، ج 3 ص 213