
چگونه واردِ کشتی نجات امام حسین شویم؟
ضرورت پایبندی بر سنّت و روش برگزاری صحیح مجالس اهلبیت علیهمالسلام
چگونه واردِ کشتی نجات امام حسین شویم؟
8در زمان خود مرحوم آقا [علامۀ طهرانی، که] اصلاً آن زمانها کامپیوتر نبود، این وسایل ارتباط جمعی نبود، موبایل نبود، این حرفها نبود، بنده از یکی از افرادی که باور نمیکردم [شنیدم و] خود او به من گفت: «من دیگر صحبتهای فلانکس را نمیخواهم گوش بدهم؛ زیرا میبینم تُنِ صحبتهای او در من دارد اثر سوء میگذارد!» زن بسیار عفیفی بود! حالا نه آن بیچاره قصدی دارد نه این [زن]. حالا طرف دارد از خدا میگوید، «قال الصادق» و «قال الباقر» میگوید؛ از جاهای دیگر حرف نمیزند! حرفهایی [نمیزند] که همه بلدند [که] چطوری بزنند و چهکار بکنند! نه! همین [حرف]ها [و مطالب مفید] را دارد [میگوید]!
خب حالا یک کسی ممکن است بگوید: «آقا نه، من [اینطور نیستم]، پس چرا شما اینطورید؟! شما مریضید!» خب بله! این مریض است! حالا [که] مریض [را] باید چهکار کرد؟! باید رفت تا آخرش؟! بالأخره این مریض را باید چهکار کرد؟! اصلاً یکی مریض است؛ بسیار خب! [حالا] شما [به او] میگویید «مریض». ولی این مرض نیست. این یک سنخیّت روحی و نفْسی است که این سنخیّت در این شرایط، دستخوش این آسیب میشود و این قضیّه برای همه هست.
میگویم من اصلاً تعجب کردم! گفتم: «شما این طور؟!» گفت: «بله من اینطور [هستم]! و بعد دیگر پای صحبتهای فلانکس نرفتم و ادامه ندادم.» خب ببینید! این را میگویند مراقبه! یعنی تا فهمید که دارد این صحبت [اثر سوء میگذارد، ادامه نداد]. گرچه این صحبت، صحبت دینی و اخلاقی است، ولی شیطان به صحبت کاری ندارد، به یکچیز دیگر کار دارد؛ از آنجا میرود قلقلک میدهد. او «قال الصّادق» میگوید، این دارد فقط در سیما سیر میکند! خب باید چهکار کرد؟! تا این حساب دستش آمد، کنار کشید و خودش را سالم نگه داشت.
حالا مقابلِ این قضیه هم بوده! [که قضیه] ادامه پیدا کرده، بعد هم اینطور میگفتند: «آقا، فقط فلانکس [را] دعوت کنید! او حرفهایش به دل مینشیند!» اگر حرفها به دل مینشیند، که خب هستند افرادی که همین حرفها را هم میزنند! چه شد که [فقط] فلانی دعوت شود [و] او حرفهایش به دل مینشیند؟! یک جای قضیّه [اشکال دارد و] بایستی که این را بررسی کرد!
