در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

چگونه واردِ کشتی نجات امام حسین شویم؟

ضرورت پایبندی بر سنّت و روش برگزاری صحیح مجالس اهل‌بیت علیهم‌السلام

14002
نسخه عربی

چگونه واردِ کشتی نجات امام حسین شویم؟

5
  • واکنش علامۀ طهرانی در قبال ایستاده غذا خوردن در عروسی

  • یا اینکه مثلاً بعضی می‌ایستند! با مرحوم پدرمان [علامۀ طهرانی] به عروسی رفته بودیم ـ البتّه از بستگان هم بود ـ آنجا یک میزی بود خیلی بزرگ. آقا یک نگاه کردند [و گفتند:] «کجا برویم؟!» گفتم: «آقا می‌گویند بروید آنجا بایستید!» گفتند: «بایستیم؟! ما با چهارپایان یک قدری تفاوت داریم! نه آقا، بنده می‌نشینم اینجا، برو برای ما غذا بیاور!» دیگر ما و ایشان نشستیم و ده‌بیست نفر هم که اینها هم احساس می‌کردند با چهارپایان تفاوت دارند، آنها هم درآنجا نشستند و خلاصه آمدیم [و نشستیم]. روی صندلی بود، منتها دیگر ظرف دستمان بود و خوردیم دیگر!

  • نقد رسومِ غلط و رایج عروسی‌ها و خطر تبدیل آنها به فرهنگ

  • این‌طور مسائل، کم‌کم انسان را می‌بَرَد؛ یعنی کم‌کم رسم می‌شود، کم‌کم مُد می‌شود، کم‌کم از مد شدن تبدیل به فرهنگ می‌شود. چون مُد چیزی است که [اول] می‌آید. اول مد است، بعد رسم است، بعد فرهنگ است؛ اینها سه حالت پشت سرهم دارند که در تثبیت یک روش، دارای مراتب مختلفی هستند. بعد اصلاً فرهنگ می‌شود. چطور خود عروسی و زفاف یک فرهنگ است، آن خصوصیّات و کیفیت مجلس زفاف هم خودش به یک فرهنگ تبدیل می‌شود؛ مثلاً همه بایستند و غذا بخورند، مثلاً ساعت دوازده شب شام بیاورند.

  • ترویج بی‌غیرتی و بی‌عفتی با بعضی از رسوم رایج محافل عروسی

  • [یا] عروس را سوار ماشین کنند و بوق‌بوق [کنند و] دور تمام شهر بگردانند! یعنی حالا که چه؟! امشب چه اتفّاقی می‌خواهد بیفتد که بوق می‌زنی؟! [در] تمام خیابان‌ها [می‌گردانند و] همه [برای همه] جلب توجّه [می‌شود]. اول‌چیزی که به نظر همه می‌رسد ـ و خود بنده هم همین‌طور ـ این است که ببینیم در این [ماشین] کیست! این طور نیست؟! پوشش دارد [یا] ندارد؟! خوشگل است؟ بدگِل است؟! خلاصه میزانش چقدر است؟! قیمت و اندازه‌اش چقدر است؟! ارزیابی کنیم دیگر! بالأخره پشت سرش دارند می‌روند و بوق می‌زنند که «متاع ما این است! این متاع بازاری ما این است! حالا ‌ای مردم بیایید تماشا کنید و ببینید!» بابا تماشا ندارد دیگر! همه سر و تَه یک کرباسیم! طبعاً این می‌شود یک فرهنگ! به‌طوری‌که اصلاً من می‌دیدم بعضی می‌آمدند از مرحوم آقا سؤال می‌کردند: «آقا، چرا بوق نزنیم؟! این سایر جوان‌ها را تشویق می‌کند!» بابا اینکه جوان‌ها را تشویق نمی‌کند! [عروس] خودش دربیاید شاید تشویق بشوند، ولی با بوق زدن کسی تشویق نمی‌شود! حالا هم که در همین قم (حرم اهل‌بیت) خود ما دیده‌ایم که در میادین می‌روند و [از ماشین] پایین می‌آیند و شروع می‌کنند به کف زدن و رقصیدن و سایر چیزها! خب ظاهراً تا این مقدارش اشکال ندارد! نمی‌دانم، من که از قوانین و اینها خبر ندارم! در ملأعام بیایند و پیاده شوند و این قِسم و اینها [ظاهراً اشکال ندارد!] نمی‌دانم!