در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

چگونه واردِ کشتی نجات امام حسین شویم؟

ضرورت پایبندی بر سنّت و روش برگزاری صحیح مجالس اهل‌بیت علیهم‌السلام

14002
نسخه عربی

چگونه واردِ کشتی نجات امام حسین شویم؟

4
  • خود من الآن حتّی‌الإمکان سعی می‌کنم روی زمین بنویسم؛ مگر وقتی که احساس کنم که احتمال [مبتلا شدن به دیسک] هست. چون در همین تابستان امسال من دوباره مبتلا  به دیسک شدم؛ البتّه نه به آن شدّت، ولی سه روز نتوانستم [کاری انجام دهم]. اتفاقاً در سفر هم بودیم و دیدم که همان قضیّه [دیسک] است. البته خب به‌خاطر بی‌احتیاطی خودم بود؛ می‌خواستم ساکم را بردارم، خم شدم و خیلی شدید برداشتم. تصوّر می‌کردم که دیگر به [قدرتِ] همان جوانی‌هایمان هستیم، گفتم: نه بابا!

  • در جوانی به خویش می‌گفتم***«شیر، شیر است اگرچه پیر بوَد!»
  • چون به پیری رسیدم و دیدم***«پیر، پیر است اگرچه شیر بوَد!»
  • گاهی اوقات آدم فراموش می‌کند که پیر شده است! حالا البتّه بنده [پیر] نشده‌ام! خدا نکند! اینها [محاسن] همه‌اش سیاه است، شما خیال می‌کنید سفید است! شما سفید می‌بینید! به این چیزها خودمان را گول می‌زنیم! علی‌کلّ‌حال قافله‌ای است که همه سوارش‌اند و همه دارند می‌روند دیگر! بخواهیم نخواهیم دارند ما را می‌برند. دیگر انسان به این سنین که می‌رسد، مسائلی را باور می‌کند. می‌بیند همان جریاناتی که برای دیگران هست، برای او هم هست! حالا در پرونده‌اش چه نوشته‌اند، معلوم نیست. تا یکی‌یکی این صفحاتش رو شود و کسی از این قضیّه مستثنا نیست. ولی [وقتی] احساس [دیسک] می‌کنم، دوباره روی میز می‌روم.

  • تطبیق دستور بزرگان با مصلحت مردم، نه با سلیقۀ آنها

  • این مسئله‌، خیلی مسئلۀ جالب توجّه است که دستوری را که بزرگان به افراد می‌دهند، بر اساس یک حالت عادیِ متعارَفِ مبتلا بِه‌ ناس1 نیست، بلکه بر اساس مصلحت شخصیۀ خود آنهاست.

  • تأکید بزرگان بر غذا خوردنِ جمع به‌طور نِشسته بر سر سفره

  • یک‌وقتی ما در لبنان بودیم، به رفقای لبنان عرض کردم: «خب این چه قِسم غذا خوردن است؟!» گاهی اوقات در بعضی از جاها [که] مثلاً به‌خاطرِ ما دعوت می‌کردند، غذا در جایی بود و هرکس بلند می‌شد و ظرف غذایش یا سینی را دست می‌گرفت و می‌رفت در آنجا و هرچه می‌خواست برمی‌داشت و می‌رفت سر یک صندلی می‌نشست! این چه شد؟! این چه لطفی و چه فایده‌ای دارد که مثلاً من اینجا نشسته‌ام، طرف برود غذایش را بردارد، بعد هم برود یک گوشه بنشیند و بخورد و بعد هم برود؟! این چه دعوتی شد؟! [مهمان] نمی‌آمد بهتر بود! گفتم: «بلند شوید! سفره بگذارید، همه روی زمین بنشینیم. سنّت رسول خداست که همه روی زمین بنشینند و جمع، جمعِ واحده باشد؛ خیر و برکت در آنجاست.» این قِسم غذا خوردن به‌عنوان «سِلف‌سرویس» که هرکسی بلند شود برای خودش [غذا بیاورد، صحیح] نیست!

    1. ناس: مردم. (محقق)