در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

چگونه واردِ کشتی نجات امام حسین شویم؟

ضرورت پایبندی بر سنّت و روش برگزاری صحیح مجالس اهل‌بیت علیهم‌السلام

14002
نسخه عربی

چگونه واردِ کشتی نجات امام حسین شویم؟

3
  • نظر مرحوم علامه طهرانی دربارۀ استفاده از مبل

  • مرحوم آقا [علامۀ طهرانی] توسط من به یکی از افرادی که در مشهد بودند پیغام دادند: «آقا، شما مبل‌های منزلتان را رد کنید.» و دیگر آن فرد در منزلش مبل نداشت و به جای دیگر منتقل کرده بود. درحالی‌که ایشان منزلِ خیلی‌ از دوستان و آشنایانشان می‌رفتند، آنها مبل داشتند [ولی] به هیچ‌کدام نگفتند: «شما مبلتان را بردارید.» و بنده در جریان هستم [که] حتی به بعضی می‌گفتند: «شما منزلتان فرق می‌کند؛ شما مبل بگذارید.» مبانی این اولیا و عرفا، مثل چوبِ خشک نیست که در هرجا فقط یک سَمت داشته باشد. اینها برحسب شرایط قابل انعطاف است.

  • حکایتی از علامۀ طهرانی دربارۀ برکت کارها در حالت نشسته روی زمین

  • یک‌وقتی در همان مشهد، خودشان [علامۀ طهرانی] آمدند منزل ما و دیدند میز هست و من پشت میز دارم می‌نویسم. البتّه بنده یکی‌دو ماه قبلش مبتلا به دیسک شده بودم [اما] تا قبل از آن موقع، تمام نوشتنی‌هایم روی زمین بود، [روی] این میز‌های یک قدری معرّق، که الآن [هم آن را] دارم. بعد، مبتلا به دیسک شدم و خیلی دیسک سختی هم بود؛ تا دو هفته من نمی‌توانستم حرکت کنم. احساس می‌کردم که اگر بخواهم ‌مدتی روی زمین [بنشینم و بنویسم]، دوباره به همین مسئله مبتلا می‌شوم و ادامه پیدا می‌کند؛ لذا رفتم یک میز و یک صندلی گرفتم. البتّه به مرحوم آقا عرض کردم، ولی بالاخره ایشان می‌بایست تذکر خودشان را بدهند. به بنده فرمودند: «این نوشتن‌ها برکت ندارد! برکت در نشستن روی زمین است!» خب این «روی میز و اینها برکت ندارد» یعنی چه؟! این خیری که من می‌گویم، این است.

  • تحقق ربط خاص با اسم «علیمِ» پروردگار در نشستن روی زمین

  • کسی که برای نوشتن، پشت میز می‌نشیند، یک سیلندرش خلاصه از کار می‌افتد! ماشین چند سیلندر است؟! ماشینِ چهار‌سیلندر، شش‌سیلندر، هشت‌سیلندر داریم، این ماشین‌های تریلی دوازده‌سیلندر [دارد]. وقتی یک سیلندر یا دو سیلندر از کار بیفتد، [دیگر] موتور، آن کشش را ندارد که بار را بکشد، به آن فشار می‌آید و می‌زند بقیّۀ سیلندرهایش را هم خراب می‌کند. آن کیفیت ربط خاص که با آن ربطْ نزولِ اسم «علیم» در ذهن انسان تحقّق پیدا می‌کند، آن ربط دستخوش تغییر و تبدیل قرار می‌گیرد. آن ربط مخصوص، مختل می‌شود؛ آن ربطی که نکات را به ذهن می‌رسانَد، آن ربطی که ریزه‌کاری‌ها و ظرافت‌ها و نقطه‌های کلیدی را [به ذهن می‌آورَد؛ ریزه‌کاری‌هایی] که انسان تصوّرش را نمی‌کرده [و] یک‌دفعه می‌بیند در ذهن می‌آید.