وظیفۀ حکومت اسلامی در اعطای حریّت وعزّت به ملت
9یک وقت در یک جریانی بود که یک عده میخواستند ما را در یک قضیّه قرار بدهند. من مشهد رفته بودم و جایی دعوت داشتیم که همان ظهر که مشهد میرسیم به آنجا برویم. وارد مشهد که شدیم دیدیم در ضمنِ بعضی از رفقا، یکی دو نفر آمدند و سلام علیکم و فلان و دست ما را هم بوسیدند گفتیم خب این اولین [مورد]، خب حالا ببینیم پس پرده چه خبر است! یک خُرده گذشت و بعد آمدند و یکی از اینها گفت: «آقا بله، بعضی از افراد، آقایان و فلان آمدند در آنجا خدمت شما برسند.» گفتم: «الآن که موقع ظهر است ـ و دیگر ما شصتمان خبردار شد ـ و من جایی دعوت دارم، نمیتوانم، سلام برسانید.» یک مدت گذشت یک بیست قدمی، سی قدمی دوباره آمد و شروع کردند که: «حالا عنایت میفرمایید، آقایان خیلی مشتاق هستند و ساعتها همینطور ماندهاند.» گفتم: «تا قیامت اگر منتظر هم باشند نمیآیم. بفرمایید.» دیگر به آنها هم دیگر رفتند. گفتم: تا قیامت اگر منتظرم باشند نخواهم آمد من جایی مدعو هستم و باید بروم.
آدم را میبرند، میبرند، آدم را میبرند دیگر. این مسئله مسئلۀ اول است؛ که حالا که امیرالمؤمنین این مسئله در دلش استوا پیدا کرده است، این استوا به هم میخورد و کار خراب میشود. این یک، که حضرت میخواهد به ما یاد بدهد.
حال ائمه علیهم السلام در قبال پروردگار
دوم این که ما خیال میکنیم این ائمه واکسینه هستند و دیگر کارشان تمام است. هر طوری بشود و نشود، دیگر مسئله تمام است. از نفس هم گذشتهاند و اینها همه اینطور هستند. اینها همه درست است؛ یعنی ائمه از مرتبۀ نفس و تعلقات گذشتهاند و نسبت به این مسئله دیگر اصلاً هیچ نوع تفکری ندارند، ولی اینطور هم نیست که مواظب خودشان نباشند! اگر یک شخصی از این مرتبه گذشته باشد و از این مسئله گذشته باشد، دیگر این دعاها را نداریم. دیگر دعای ابوحمزه ثمالی برای چیست؟ دیگر دعای کمیل برای چیست؟ دیگر در دعای صباح میخوانیم «الهی ان لم تبتدئنی الرحمة منک بحسن التوفیق فمن السالک بی الیک فی واضح الطریق» پس این برای چیست؟ این چه قضیهای هست که ما میبینیم که همان نحوهای که ما در ارتباط با خودمان و وضعیت نگونسار خودمان داریم نگاه میکنیم و با خدا مناجات میکنیم، [ائمه هم همینطور هستند.] داریم میبینیم که اختلاف در حال چگونه برای ما اختلاف در تصرفات و اختلاف در فکر میآورد. این را داریم میبینیم که در حال خنده یک طور فکر میکنیم، درحال غیر خنده اصلاً تفکرمان از زمین تا آسمان عوض میشود. خب این را که داریم میبینیم، همین را میبینیم اینها دارند میگویند، همین را میبینیم خیلی عمیقتر و دقیقتر و بالاتر اینها دارند میگویند. این چه مطلبی را میخواهد برساند؟ این را میخواهد برساند که خود امام هم دائماً مراقب خودش است. خود امام، خود معصوم دائماً مراقب است و امام و معصوم میداند که هرچه هست از آن طرف است، از این طرف صفر مطلق، صفر است. امام این را میداند. ما خیال میکنیم شوخی میکنند تواضع میکنند. این را امام میداند و این مسئله تا برای انسان وجدانی نشود، فقط یک تصوراتی برای انسان میآورد. ولی خب حالا انشاءالله خداوند توفیق بدهد که این مسائل برای انسان وجدانی بشود تا بفهمد دنیا چه خبر است؟! مقام غیرت خدا غیر خود برنمیدارد، هر کسی میخواهد باشد و هرچه میخواهد باشد! ذات یکی است و جز او هیچ نیست.

