در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

وظیفۀ حکومت اسلامی در اعطای حریّت وعزّت به ملت

14186
نسخه عربی

وظیفۀ حکومت اسلامی در اعطای حریّت وعزّت به ملت

7
  • تفاوت امیرالمؤمنین با دیگران در حکومت‌داری

  • امیرالمؤمنین علیه السّلام وقتی که به حکومت رسید، مردم برای او فرق نکردند. در هر دو [حال، مردم برای او] یکی بودند. یعنی وقتی که بیست و پنج سال گذشت و مردم او را مانند خودشان می‌دیدند، و حضرت در نفس خود از نقطه‌نظر اجتماعی خودش را مثل یکی از مردم می‌دید. نه فرماندۀ لشگر بود، نه امام جماعت بود، و نه حاکم بود. حاکم کسی دیگر بود. خلیفۀ مسلمین کسی دیگری بود. عثمان بود، ابابکر بود، عمر بود، اینها بودند. او هم مثل آن افراد [دیگر] در همان نماز جماعت و در جمعه‌های آنها شرکت می‌کرد ـ حالا گاهی شرکت می‌کرد گاهی نمی‌کرد ـ حضرت با همین مردم زندگی کرد. و خب افرادی که در دور و بر او بودند و کاری هم به حکومت نداشتند و کار خودشان را می‌کردند و مشکلی ایجاد نمی‌کردند. وقتی که حضرت به حکومت رسید، صورت در این وسط پیدا شد. صورت پیدا شد: «سلامٌ علیکم فلانی، امیرالمؤمنین، علی امیر شده است، علی خلیفه شده است.» ببینید در قبال آن وجود حقیقی و مبدأ حقیقی و منبع لا یتناهی و ذات سرمدی صورت پیدا شد. عجب صورت شیرینی هم پیدا شد! این صورت پیدا شدن است که آدم را به آن ناکجا آباد می‌کشاند که چه طور این مسئله تا به حال نبوده است!

  • امیرالمؤمنین به حکومت که رسید، از این صورت گذشت. به صورت سجده نکرد. به این بت سجده نکرد. آن حالت اولی خودش را در ارتباط با خدا حفظ کرد. نه این که تبسمی کند و بخندد و بعد تواضعی [کند]. نه! هیچ فرقی در خود ندید. چرا؟ چون امیرالمؤمنین صورت نمی‌بیند. خودش را با بقیّه یکسان می‌بیند، خودش را با بقیّه یکی می‌بیند.

  • دو نکته پیرامون استقبال مردم انبار از امیرالمؤمنین

  • چون صورت نمی‌بیند، وقتی که در شهر انبار می‌آید و می‌بیند مردم از او استقبال کردند، یک‌دفعه امیرالمؤمنین آشفته می‌شود که برای چه به استقبال من آمدید؟ برای چه آمدید؟! مگر چیزی عوض شده است؟ ببینید، مگر چیزی عوض شده که به استقبال من آمدید؟ گفتند یا علی دأب ما ایرانی‌ها این است که به استقبال برویم و چه کنیم، دأب ما این‌طور بوده است. حضرت فرمودند: «دأب بیخودی بوده، این سنت‌ها را باید کنار بگذارید، صورتی عوض نشده که شما الان دراینجا به استقبال من آمدید.»1 بعد حضرت دو مسئله را بیان می‌کنند، که یک مسئله آن، مسئلۀ خیلی پایین‌تر و مسئلۀ دوم مسئله‌ای است که یک سال در آن فکر کنید، کم فکر کرده‌اید. 

    1.  المناقب، ج 2، ص 104.