در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

وظیفۀ حکومت اسلامی در اعطای حریّت وعزّت به ملت

14186
نسخه عربی

وظیفۀ حکومت اسلامی در اعطای حریّت وعزّت به ملت

6
  • یک وقتی ما در یکی از این معابد بودایی‌ و اینها رفته بودیم. من نگاه کردم دیدم که این افرادی که آنجا هستند، همه سرشان را تراشیده‌اند. به یکی دوستانمان گفتم: «این مردها را نگاه کن ببین اینها همه چه خوب سرشان را تراشیده‌اند، خلاصه این مسئله حکایت از بعضی مطالب دارد.» گفت: فلانی اینها زن هستند. گفتم: زن هستند؟! گفت: بله زن هستند.گفتم: چطور تو فهمیدی من نفهمیدم؟! من که فقط کلۀ آنها را نگاه کرده بودم. رفتیم دیدیم بله اینها زن هستند و منتهی خب لباس بلند پوشیدند. و دیگر ایشان زودتر از من فهمیدند، نمی‌دانم لابد دقت بیشتری و استعداد بیشتری [داشتند.] خب هر چیزی یک استعداد و دقتی می‌خواهد! [رفتیم دیدیم، بله] صحبت کردن آنها مثل زن‌ها است.

  • اتحاد جمیع ادیان در حقیقت پرستش

  • من در احوال اینها و در کیفیت عبادتشان فکر می‌کردم. یک گوشه نشسته بودم و همین‌طور نگاه می‌کردم. افرادی که می‌آیند و نحوۀ عبادتی که می‌کنند و کار‌هایی که می‌کنند. من دیدم اینها مسائلی است که همه به یک جا ریشه دارد. یعنی اگر بخواهیم دقت کنیم به یک جا‌های واحدی برمی‌گردد؛ منتهی خب اشتباه بشر این است که آن حقیقت را به آن حقیقت و واقعِ خودش نمی‌آید پیاده کند. می‌آید به آن صورت می‌دهد، به آن شکل می‌دهد، می‌آید به آن قالب می‌دهد؛ آن قالب کار را خراب می‌کند، آن صورت کار را خراب می‌کند، آن صورت می‌آید و مسئله را از اتّصال به آن معنا کم می‌کند.

  • برای باران بتی است و به این بت احترام می‌کنند، سجده می‌کنند. برای آتش یک بت است. برای نور یک بت است. برای ظلمت یک بت است. برای قهر یک بت است. برای جمال [یک بت است.] [برای هر چیزی یک بتی هست.] خب چرا؟ 

  • این که الآن دارد سجده می‌کند، به این قدرت منطوی در این بت سجده می‌کند که این قدرت باران قابل احترام است و این عبادت موجب جلب فیض می‌شود. این خیلی خوب است، خیلی درست است که انسان بخواهد از یک مبدأیی کسب فیض کند، جلب رحمت کند، جلب سعه کند؛ ولی صحبت در این است که این منبع فیض کجاست؟ در این بت است یا این متصل به یک ذات مجرّد اطلاقی لا یتناهی است؟! چرا آنجا نمی‌روید سجده کنیم؟! ادیان الهی می‌آیند این صورت را برمی‌دارند. این صورتی را که در این‌صورت انسان مقیّد می‌شود و وقتی که می‌خواهد توجه به آن حقیقت بکند، این صورت نمی‌گذارد و [انسان] می‌آ‌ید به این صورت نگاه می‌کند. این صورتی که ساختۀ خودش است! تو که داری الآن سجده می‌کنی، [ به چیزی سجده می‌کنی که] حالا یا تو ساختی یا رفیقت ساخته است، فرق نمی‌کنید مثل هم هستید دیگر. خدا که از آسمان نیاورد این را [بگوید:] سجده کنید. خودتان درست کردید! حضرت ابراهیم گفت: ﴿أُفّٖ لَّكُمۡ وَلِمَا تَعۡبُدُونَ﴾1 و ﴿أَتَعۡبُدُونَ مَا تَنۡحِتُونَ﴾2 آن که خودتان درست می‌کنید و می‌تراشید بعد به آن شکل و قیافه می‌دهید، آن را عبادت می‌کنید؟ چرا نمی‌آیی از این صورت عبور کنی و به معنا برسی؟! اشکالی که در بت پرستها هست ولی در اهل ایمان نیست، این است که هر دوی اینها می‌خواهند به آن مبدأ واحد برسند و به آن حقیقت مطلقه می‌خواهند دسترسی پیدا کنند؛ منتهی از آن جایی که بشر محکوم به احساس است، اگر این بت را هم سجده می‌کرد و مقصودش آن مبدأ حقیقی بود اشکال نداشت. چون اصلاً بت در این جا نمی‌بیند ولی اینها بت می‌بینند. یعنی یک وجود مقید و محدود می‌بینند که در این وجود مقیّد و محدود آن واقعیت و آن حقیقت عِلمیّه و آن حقیقت معنویّه در آنجا نهفته است. لذا می‌آیند خودشان را محدود به این صورت می‌کنند. آن وجود خلیفة اللهی را که باید در اتّصال به آن مبدأ به آن عالم اطلاق برسد، روی آن دم‌کنی می‌گذارند، می‌گذارند در دیگ زودپز درش را هم سفت می‌کنند، سوپاپ آن را هم سفت می‌کنند که یک وقتی درنیاید. خب این وجود خلیفة الله همین‌طور در این تقید خودش می‌ماند. اشکال این است، ایراد این است که در اسلام می‌گویند بت را کنار بگذار، این صورت را کنار بگذار و به آ‌ن حقیقت واحد توجه کن، تا به آن تجرّد اطلاقی برسی و از بین نروی. سرمایۀ تو فنا نشود. خصوصیّات تو از بین نرود. استعدادت نمیرد و به فعلیّت برسی. توجه به بت فعلیّت را منتفی می‌کند. آ‌دم را همان جور نگه می‌دارد. چون ظاهر است دیگر، وقتی که ظاهر هست این ظاهر چه‌کار می‌کند؟ انسان را در همان ظاهر بودنش و در همان مظهر بودن خودش همینطور نگه‌می‌دارد! و لذا وقتی که از اینها سؤال بکنی که آیا بت برای شما باران می‌آ‌ورد یا نه؟ می‌گوید: نه بت باران نمی‌آورد این بت سر جایش است. صد سال هم باشد خودش را هم نمی‌تواند تکان بدهد. ما به وسیلۀ این بت به [آن مبدأ فیض] توجه می‌کنیم. لذا آیۀ قرآن هم می‌گوید که اگر از آنها از همین مشرکین سؤال کنی: ﴿وَلَئِن سَأَلۡتَهُم مَّنۡ خَلَقَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَ لَيَقُولُنَّ ٱللَّهُ﴾3 [در جواب] نمی‌گویند این بتی که لات و عزی و فلان است. در این که آنها هم قائل به توحید هستند و ما هستیم، همه شریک هستند، [همه] می‌دانند،‌ گاو پرست‌ها هم می‌دانند. منتهی تمام این اشکال در این است که توجه به این ظاهر موجب حجاب از رسیدن به آن واقع است؛ لذا [بت پرستی] حرام است. لذا بت پرستی شرک است و کفر است و انسان را از [رسیدن به آن حقیقت] نگه می‌دارد. واقع شدن در صورت و عدم او، این مسئله مسئله‌ای است که در اسلام به آن توجه شده است. البتّه در همۀ ادیان الهی [همینطور است] بخصوص در اسلام ظهور خیلی بیشتری دارد.

    1. سوره انبیاء(21)، آیۀ 67 
    2. سوره صافات(37)، آیۀ 95.
    3. سوره زمر(39)،آیۀ 38.
      و اى پيامبر اگر تو از اين مردم شرك پيشه بپرسى: چه كسى آسمانها و زمين را آفريده است؟ مى‌گويند: البتّه و البتّه الله آفريده است.