در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

وظیفۀ حکومت اسلامی در اعطای حریّت وعزّت به ملت

14186
نسخه عربی

وظیفۀ حکومت اسلامی در اعطای حریّت وعزّت به ملت

5
  • امتحانات عجیب الهی برای حضرت ابراهیم

  • اهمّیت این مسئله را حضرت ابراهیم درک می‌کند. ما الآن نگاه می‌کنیم حضرت ابراهیم پیغمبر خدا بود. واقعاً هم حضرت ابراهیم حضرت ابراهیم است. رودست ندارد. غیر از رسول خدا و چهارده معصوم، حضرت ابراهیم رودست ندارد. موقعیت او، عظمت او، سعۀ وجودی حضرت ابراهیم، اینها چیز‌هایی است که در قرآن خیلی از این مسئله سخن به میان آ‌مده است. پس راجع به حضرت ابراهیم یک قضیّه‌ای هست که این قدر در قرآن نسبت به حالات مختلف ایشان [سخن به میان آمده است]، چه در مسئلۀ ابتدا و شباب و چه در مسئلۀ شیخوخیّت1 ایشان و شکستن بت‌ها و هجرت و قضیۀ دوری گزیدن از فرزند و از اهل و عیال، و اینها را به خدا سپردن در راه خدا و رها کردن و آمدن و اینها چیزهای عجیبی است، عجیب! این حضرت ابراهیم واقعاً عجب امتحاناتی داشتند! و بعد حالا که پسرش بزرگ شده، جوان شده، حضرت اسماعیل آن هم با یک هم‌چنین کیفیتی، تازه اول بسم‌الله باید بیایی و از فرزندت بگذری. آن هم نه این که بگذری و بنشینی که خب ما گذشتیم. باید چاقو دست بگیری سرش را ببری! نه این که چاقو را بدهی دست کسی دیگر که نیابتاً آن انجام بدهد و چشمت را ببندی و [بگذری]! بلکه خودت با دست خودت [باید این کار را انجام بدهی]!

  • یکی از رموز مسئله قربانی در حج

  • در هر کلمه و حرف حرف این آیات رموز خوابیده، در هر حرفش رموز خوابیده است. اینها را باید بیایی خودت با دست خودت انجام بدهی. لذا در قضیۀ ذبح منیٰ مستحب است، حاجّ خودش با دست خودش ذبح کند، منتهی الآن که نمی‌شود می‌گویند: نیابت [بدهد]. [مستحب است] با دست خودش [ذبح کند] و اگر نمی‌تواند، بلد نیست یا مشکلی دارد مستحب است دستش را بگذارد در دست ذابح، اینها همه مسئله است. می‌دانید این که مستحب است ذابح خودش حاجّ باشد، برای چیست؟ [برای این است که] آن گوسفند یا گاو یا شتر می‌فهمد که الآن او آن را برای راه خودش و برای مکتب خودش فدا می‌کند! او این قضیّه را می‌فهمد و با آرامش این حیوان جان می‌دهد! اینها همه اسرار است، اینها را از خودم نمی‌گویم! ان‌شاءالله یک وقتی فرصتی پیدا شود در مسائل حج وقتی که به این جاها برسیم شاید یک مقداری را بگوییم. خود این [حیوان] این مسئله را می‌فهمد. حالا می‌گویند: اگر کسی برایش مقدور است برای‌اینکه فلان (اسراف) نشود بگویید در شهر خودش بکشد؛ تلفن کنید با موبایل یا اس‌ام‌اس بفرستید که ما سر را حلق کنیم! البتّه حلق هم مثل این که دارد برمی‌افتد! مثل این که خیلی کثیف است! و انگار با نظافت حاجی خیلی مناسبتی ندارد! یک خُرده ـ از این اینجا هم نه، این زلف‌ها نباید به هم بخورد ـ از این پشت سر و ناخن و از این چیزها کمی کم بشود کافی است برای‌اینکه از احرام دربیایند! این خیلی نظیف و خیلی منظّم و بهتر و قابل قبول‌تر است! و ‌طبعاً دنیا هم بهتر این حج را قبول می‌کند! این تراشیدن سر و این چیزها چیست؟!

    1. کهن‌سالی