لزوم بیان دقیق حقایق
8بنابراین آنچه را که به جامعه القاء میشود نه آن است که باید جامعه او را بپذیرید، چیز دیگر از آب درمیآید، چون ما نیامدیم به جامعه راه و روش واقعی امام را نشان بدهیم، راه و روش سلیقهای خود را قرار میدهیم و از مرام ائمه آنچه را انتخاب میکنیم که بتواند نیات ما را محقَّق کند. هیچ وقتی نمیآییم ـ فرض بکنید که ـ از کیفیت مرام امام صادق صحبت کنیم، از امام حسن صحبت بکنیم، از امام سجاد صحبت بکنیم که در آن قضیّه [چه کردند]، میرویم در آن مسائل، آن اخبار، آن روایات یک چیزهایی گزینش میکنیم، برمیداریم که بتواند با آن مسائل ما بخواند و این در همه جا هست. در هر جریانی که در آن جریان شخص یا یک گروه از یک طرف میخواهد خود را با نقائص خودش بر سایر افراد تحمیل کند، در آن جریان بهدنبال مؤیداتِ منویاتِ خودش میرود، میگردد؛ از هرچه که بتواند [استفاده میکند.] کاه را کوه میکند و کوه را کاه میکند تا اینکه بتواند یک تأییدی برای راه و آن جنبۀ استعلاء و تفوّق خودش پیدا کند. این از یک طرف. از یک طرف، جلوی هر نقیصهای که میتواند مانع برای رسیدن او بشود ـ به هر وسیله ـ بگیرد. بالاخره که انسان بینقص نیست. [سعی میکند] جلوی نقائص و آنچه را که میتواند مانع بشود و جلوی آنها را بگیرد، بگیرد. خب این میشود یک عروسک بزک شده، که این الآن به افراد ارائه شده و اینها به همان کیفیت میبینند.
تفاوت کتمان حقائق با کتمان اسرار
ولی در مکتب تشیع ما اخفاء نداریم. یک وقتی یک مطلب سرّی است، حالا فرض کنید یک شخص که در خفاء گناه کرده، خب این حرام است، [اگر] افشا بشود؛ حرام است و دلیلی ندارد که انسان بیاید بگوید. یک وقتی نه راه و روش یک فردی را که سایر افراد میدانند، آن راه را انسان میخواهد بیاید بیان کند و به افراد نشان بدهد که اینها دارای این خصوصیات هستند. دیگر در اینجا مسئله، مسئله افشاء یک سرّ نیست، مسئله مسئلۀ بیان و اظهار یک مطلب عام است، خود مطلب یک مطلبِ فاش است. این عدم کتمان حق] باید باشد.

