در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

لزوم بیان دقیق حقایق

و امانتداری در نقل تاریخ

14898
نسخه عربی

لزوم بیان دقیق حقایق

4
  • مکتب شیعه فقط باید چهارده نفر را قبول داشته باشد و بس، تمام شد. مردم بدبین می‌شوند، به جهنم که بدبین می‌شوند! مگر نکیر و منکر از ما از محمد و ابراهیم فرزندان عبد الله محض می‌پرسند که نظرت نسبت به آنها چیست؟ خب هر قضیّه‌ای که هست.

  • ـ‌ آقا شما نظرت نسبت به آنها چیست؟ 

  • ـ خب حالا هرچه هست.

  • ـ نه‌خیر باید بگویی بفهمیم خط و خطوط تو را بفهمیم.

  • این حرف‌ها نیست؛ آنها هم مثل بقیه، بقیه هم مثل آنها؛ نه تنها در بنی‌الحسن این مسائل اتفاق افتاده، حتی در بنی‌الحسین هم این مسائل اتفاق افتاده است. افرادی که بودند [و خلاف کردند]. اینها چیزهایی است که باید گفته بشود تا شیعه آن مسیر ناب خودش را انتخاب کند و کورکورانه نباشد.

  • نمونه‌هایی از حقائق تاریخ اسلام و تاریخ معاصر

  • متوکل عباسی می‌خواست ائمه را بدنام کند، امام هادی را می‌خواست در میان مردم مفتضح کند؛ گفت امام هادی را دعوت می‌کنیم به مجلس بزم و شراب و اینها تا بالأخره حالا با اصراری چیزی [امام را وادار به کاری بکند تا حضرت بدنام بشود.]

  • من یک قضیه‌ای آوردم در همین مسائلی که قرار است به همین کتاب‌ها در تعلیقات اضافه شود. داستان آن شخصی را که هم‌بحثی مرحوم آقاسید جمال گلپایگانی بود و بعد در مجلس حاکم شراب خورد! هم‌مباحثه‌ای مرحوم آقاسید جمال گلپایگانی! باید بر عاقبت خودمان بترسیم! کار ما به این روز می‌رسد! کسی که هم‌مباحثه‌ای آقاسید جمال گلپایگانی و مجتهد مسلم نجف [بود]، او برمی‌گردد به زادگاهش و بعد به‌واسطۀ مال حرامی‌که می‌خورد و دعوتش می‌کنند و شام و بیا و برو و بعد هم بساط کذایی بالأخره در رودبایستی قرار می‌گیرد و بعد، مجلس به مجلس شرب خمر اختتام پیدا می‌کند؛ کار به این جا می‌رسد!

  • آن کسانی که آمدند و کشف حجاب کردند، اینها از مجتهدین مسلم بودند! همین وحیدی را که بعد از انقلاب اعدامش کردند، ایشان اجازات متعددی داشت از بزرگان نجف، اجازات متعدد! این‌طوری که من از پدربزرگم شنیدم بیش از دوازده اجازه اجتهاد داشته است. امثال نائینی و عراقی و آقا ضیاء [به او اجازه اجتهاد داده بودند] و این آقا می‌آید و زن خودش را بی‌حجاب در مجلس کشف حجاب کرمانشاه می‌آورد، همین آقایی که دوازده تا یا بیشتر اجازه اجتهاد دارد و شعر می‌سراید، و از نظر شعری شاعر بدی نبود.1 خدا برای کسی تضمین نداده، تضمین اینها را نداده، خب این آقا بلند می‌شود می‌آید این کارها را می‌کند.

    1. رجوع شود به امام شناسی، ج 6، ص 196 تعلیقه.