لزوم بیان دقیق حقایق
2اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
نوشتهجات متفرقه علامه طهرانی
ضرورت دستهبندی و تدوین
آنچه که به حسن این مسئله (چاپ و نشر مجموعه مطلع انوار) میافزاید این است که این دسته بندیهایی که شده خیلی مفید بوده است. بهطور کلی نوشتهجات متفرقه از یک اسلوب خاصی برخوردار نیست. حکم نوشتهجات متفرقه مثل تألیف کتاب نمیماند که مؤلّف یک مبدأیی را در نظر دارد و یک مقصدی را، و پسوپیش کردن مخلّ به نظر مؤلّف در تألیف باشد. حکم ورقهای خطی انباشته شده روی هم را میماند. کسی چیزی را مینویسد در کیفش میگذارد، فرض کنید چند روز دیگر یک مطلبی را مینویسد در میزش میگذارد، همینطوری جمع میکند؛ پسوپیش [بودن این مطالب] دلیلی ندارد و معنا ندارد و انسان میتواند اینها را پسوپیش کند، چون نظر مؤلّف در کتابهای جُنگ و کتابهای کشکول و کتابهای خطی، فقط جمعآوری مطالب متفرقه برای حفظ و ضبط است، فقط همین است. و لذا از نقطهنظر تدوین ایراد ندارد که اینها با هم ترکیب بشوند و منقّح بشوند و کم و زیاد و اینطرف و آنطرف ضمیمه بشود. مضافاً به اینکه در بعضی از این نوشتهجات، بهواسطۀ مطالعه بعضی از اینها مخاطب در یک حال و هوای دیگری میرود، بعد یکمرتبه در صفحه بعدش قضیه در یک مطلب دیگر میآید که اصلاً از آن فضا یکمرتبه خارج میشود؛ ولی اگر اینها دستهبندی باشد آن مخاطب در همان فضا حرکت میکند، بدون اینکه بخواهد یکدفعه در دو [فضای متفاوت وارد بشود]. فرض کنید که یکدفعه یک مسئلۀ مثلاً اخلاقی پشت سرش یک قضیّۀ اجتماعی [باشد]، این دوتا ربطی به همدیگر ندارند، یکدفعه انگار تهی میشود، [مخاطب] خودش را [گم میکند.] این هم یک نکته ضعفی است در نوشتن مسائل متفرقه که این قضیّه [دستهبندی کردن] آن نقطۀ ضعف را رفع میکند.
ضرورت مطالعه مطالب متفرقه مرحوم علامه
و از یکطرف دیگر، مسئلۀ خیلی مهم در این نوشتهجات خطی، بیان آراءِ مؤلّف است که نمیتوانسته آنها را بهواسطۀ محذوراتی در معرض عموم قرار بدهد؛ و از یکطرف میخواسته آنها را به یک نحوی به اطلاع عموم برساند. هم در بیان مراد محذور داشته و هم در عدم ذکر آن بهواسطۀ خصوصیاتی که خب در آن [زمان بوده] محذور داشته است. خودش که میداند مسئله چیست، ولی در بیان مطلب یک محذوراتی دارد که محذورات جدّی است و نمیتواند بهواسطۀ آن محذورات تبیین و توضیح بیشتر بدهد. انسان از این نوشتهجات خطی خیلی میتواند در رسیدن به آن مسائل استفاده کند، که البتّه در نوشتهجات ایشان هست.

