لزوم بیان دقیق حقایق
3آدم گاهی از اوقات از یک حکایت میتواند به یک مسئله برسد. از یک نکته بهطور کلی خیلی از مسائل برای انسان فاش و روشن میشود، مخصوصاً اگر نسبت به گوینده یا نویسنده اعتماد و باور خاص را داشته باشد، چهبسا اصلاً مسیر تفکر او را عوض کند.
لزوم امانتداری در نقل مطالب و اجتناب از بیان گزینشی
و این خیلی مهم است که انسان باید در نقل مطالب رعایت امانت را بکند و مسئله را کما هیَهیْ برای مخاطب بازگو کند. هیچوقت در بیان مطالب گزینشی عمل نکند؛ زیرا مخاطب است که باید تصمیم بگیرد که در ارتباط با این مسئلهای که شنیده، چه قضاوت بکند؛ نه اینکه تصمیم با گوینده است. گوینده باید بگوید که در این مسئله این اتفاق افتاده است، این را باید بگوید و اگر غیر از این باشد دیگر خیانت است، انسان به مخاطب خیانت میکند و مخاطب را اغوا میکند!
یکدفعه من در شب تولد امام حسن دیدم یک شخص منبری بود، راجع به بنیالحسن داشت برای مردم صحبت میکرد و تعریف و تمجید و اینکه بنیالحسن تاریخساز بودند و واقعه عاشورا را بنیالحسن بعد از سیدالشهدا زنده نگه داشتند و با قیامهای خودشان نگذاشتند که آن حرارت واقعۀ عاشورا فروکش کند. خب اینطور صحبت کردن خیانت است! حرکتهای بنیالحسن یک حرکتهای ممضی از ناحیه ائمه نبود و امام صادق و امام باقر با این حرکتهای بنیالحسن مخالف بودند. آن چه حرکتی است که میآیند امام صادق را در زندان بیندازند و تهدید به قتل کنند؟! آن وقت شما میگویید تاریخساز بودند! مردهشور این تاریخ را ببرند که امام صادق را زندان بیندازند ـ آن هم در طویله زندان ـ و بگویند اگر بیعت نکنی فردا تو را میکشیم! [آنوقت] انسان بیاید اینطور صحبت بکند، چه صورتی پیدا میکند؟!
به قول مرحوم آقاشیخ عباس [قمی]: « این وقایعی که بهواسطۀ بنیالحسن اتفاق افتاده ننگ تاریخ بوده است، منتهی ما نباید بگوییم. ما نباید بگوییم چون مردم بدبین میشوند!» ایشان هم اشتباه میکرد، مردم به چه بدبین میشوند؟ مردم به چه کسی بدبین میشوند؟ مگر بنیالحسن چه کسانی هستند که حالا مردم بدبین بشوند یا نشوند؟ یک آدم معمولی مثل بقیه هستند.

