بیاناتی پیرامون امام هادی علیه السلام
8منع زوّار سیّدالشّهدا علیه السّلام از زیارت و تخریب قبر مطهّر
و قضایای منع زوّار قبر حضرت سیّدالشّهدا علیه السّلام در زمان متوکّل بوده است و خیلی سخت میگرفت؛ خیلی سخت! چندین مرتبه منع کرد و هر دفعه طول کشید.
چون اوّلین کسی که زوّار قبر سیّدالشّهدا را منع کرد، هارونالرّشید بود بعد از آن که شنید از اطراف و اکناف، مردم برای زیارت قبر سیّدالشّهدا علیه السّلام میروند و آنجا شبها میمانند و بازاری تشکیل میشود و خرید و فروش میشود؛ گفت: «عجب! شیعیان آنجا هم میخواهند نقطهای را تأسیس کنند؟!» از اجتماع شیعیان در آنجا خوف پیدا کرد و دستور داد قبر را خراب کردند و با زمین یکسان کردند. بعد از هارونالرّشید قبر را ساختند و دو مرتبه به صورت اوّل در آمد و زوّار از اطراف و اکناف میآمدند و زیارت میکردند. دیگر کسی دست به قبر حضرت نزد تا همین متوکّل؛ یعنی مأمون کاری نداشت، معتصم کاری نداشت، واثق هم کاری نداشت. در زمان متوکّل هم مقداری زیارت کردند، بعد متوکّل شنید که مردمی جمع میشوند، زیارت میکنند، از راههای دور میآیند؛ دستور داد قبر را خراب کردند و دیدهبانهایی در اطراف گذاشتند تا کسی به زیارت نیاید. مدّتی گذشت، باز مردم اجتماع کردند و قبر را به صورت اوّل ساختند و از اطراف و اکناف زیادتر جمعیّت آمد! باز دو مرتبه متوکّل دستور داد خراب کردند و اطراف آن زمین، پاسبانها گذاشتند تا کسی برای زیارت نیاید. مدّتی گذشت، چند سالی باز دو مرتبه مردم ساختند و خیلی مُعظَم و محکم ساختند.1
رفتن مغنّیههای متوکّل به زیارت سیّدالشّهدا علیه السّلام
یک زن مغنّیهای بود در بغداد که این چند تا از دخترها را پیش خودش جمع کرده بود و به آنها تعلیم آواز میداد؛ در آن زمان مرسوم بود، زنان مغنّیه جواریّهای داشتند که این دخترها را تعلیم آواز میدادند و در مجالس لهو و لعب بزرگان و سلاطین و خلفاء و اینها طلب میکردند و اینها را میفرستادند، و پولهای زیادی هم
- الأمالی، شیخ طوسی، ص ٣٢٥ و ٣٢٦.

