در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

امیرالمؤمنین علیه السلام میزان سنجش اعمال

0
جلسات
نسخه عربی

امیرالمؤمنین علیه السلام میزان سنجش اعمال

8
  • آن داستان جنگ جمل و گذشتش از عایشه، که تمام بزرگان را مبهوت کرده است، و فداکاری حضرت و اغماض حضرت و صبر حضرت.1

  • گذشت امیرالمؤمنین از ابن‌ملجم مرادی بعد از ضربت‌خوردن حضرت

  • همین قضیّۀ ابن‌ملجم مرادی! این قضیّه شوخی نیست! ابن‌ملجم نقشۀ امیرالمؤمنین را عقیم کرد؛ ابن‌ملجم با این ضربت، حرکت سپاه امیرالمؤمنین را به شام برای از بین بردن معاویه متوقّف ساخت؛ ابن‌ملجم معاویه را بر علیه امیرالمؤمنین تحریک کرد. چند روز بعدش، معاویه حرکت کرد و آمد کوفه، بالای منبر رفت و گفت:

  • من با شما جنگ نکردم تا شما را نمازخوان و روزه‌گیر کنم؛ اینها با خودتان است، اگر می‌خواهید انجام دهید! من با شما جنگ کردم که حکومت کنم و من فائق شدم!2

  • این اعلام رسمی معاویه است که رسماً می‌گوید: «من به اسلام کاری ندارم، من می‌خواهم بر شما حکومت کنم.»

  • امیرالمؤمنین دچار ضربۀ ابن‌ملجم شد؛ آن‌وقت با این اسیری که در مشت اوست، چه‌کاری نمی‌توانست بکند؟! آیا نمی‌توانست او را زنده نگه دارد و بعد بگوید هر روز یک انگشت از او ببُرید و او را قطعه قطعه کنید، و یا او را آتش بزنید؟! دربارۀ او چه فرمود؟ آن وصیّت‌هایی را که دربارۀ او کرد، همۀ مردم را متحیّر و مبهوت کرده است. این چه روحیّه‌ای است! این چه انسانیّتی است! این چه گذشتی است! این چه افق عالی است! امیرالمؤمنین می‌فرماید:

  • ای حسن! اگر من از دنیا رفتم یک ضربت به او می‌زنی، چون به من یک ضربت زده؛ حقّ دو ضربت نداری! و اگر عفو کنی برای تو بهتر است. و اگر از این ضربت، من نجات پیدا کردم خودم می‌دانم و او؛ و البتّه عفو می‌کنم!3

  • این یک جملۀ امیرالمؤمنین است. حالا این جمله را شما بیایید با کتاب خدا قیاس کنید؛ کتاب خدا می‌گوید:

  • ﴿وَإِنۡ عَاقَبۡتُمۡ فَعَاقِبُواْ بِمِثۡلِ مَا عُوقِبۡتُم بِهِۦ وَلَئِن صَبَرۡتُمۡ لَهُوَ خَيۡرٞ لِّلصَّـٰبِرِينَ﴾،4

  • «اگر کسی شما را یک ضربتی زد، عقوبتی کرد، شما به مثل آن عقوبت می‌توانید پاداش کنید؛ و اگر صبر کنید و اغماض کنید و عفو کنید، برای شما بهتر است.»

    1. الجمل و النصرة، ص ٣٦٨ ـ ٣٨٠؛ وقعة الجمل، ص ١٤٣ ـ ١٥١.
    2. شرح الأخبار، ج ٢، ص ١٥٧؛ الإرشاد، ج ٢، ص ١٤؛ المعرفة و التّاریخ، ج ٣، ص ٣١٨؛ مقاتل الطّالبیّین، ص ٧٧؛ المصنّف، ابن‌ابی‌شیبة الکوفی، ج ٧، ص ٢٥١.
    3. الکافی، ج ‌١، ص ٢٩٩:
      «”... إن أبقَ فَأنا وَلِیُّ دَمی؛ و إن أفْنَ فَالفَناءُ میعادی؛ و إن أعفُ فالعَفوُ لی قُربَةٌ و لَکُم حَسَنَةٌ؛ فاعفوا و اصفَحُوا... !“ ثُمَّ أقبَلَ عَلَی الحَسَنِ علیه السّلام فَقالَ: ”یا بُنَیَّ ضَربَةً مَکانَ ضَربَةٍ، و لا تَأثَم.“»
      معاد شناسی، ج ٤، ص ١٥٨:
      «اگر من زنده بمانم خود صاحب اختیار و ولیّ خون خود هستم؛ و اگر بمیرم و فانی گردم، فنا میعاد و میقات من است؛ و اگر ضارب را عفو کنم، این عفو برای من موجب تقرّب و برای شما حسنه‌ای است. پس بنابراین عفو کنید و از جرم ضارب چشم بپوشید... !“ پس رو به امام حسن علیه السّلام نموده و فرمودند: ”ای نور چشم من و ای فرزند من! فقط یک ضربه در مقابل یک ضربه؛ و در زیاده روی گناه است و گناه مکن!»
    4. سوره نحل (١٦) آیه ١٢٦.