در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

امیرالمؤمنین علیه السلام میزان سنجش اعمال

0
جلسات
نسخه عربی

امیرالمؤمنین علیه السلام میزان سنجش اعمال

7
  • آن‌وقت حسنات او را با حسنات میزان، اندازه‌گیری می‌کنند. مؤمن را می‌آورند، عفّت او، عصمت او، عبادت او، سایر اخلاق، ملکات، افعال او را با این ترازو اندازه‌گیری می‌کنند؛ می‌گویند: ای مؤمن! پیغمبر تو، میزان تو، حضرت شعیب و لوط و هود و صالح و یعقوب و اسحاق و یوسف نبوده است، امام تو امیرالمؤمنین است و تو ادّعا می‌کنی که از آن حضرت تبعیّت می‌کنی و شیعۀ آن حضرت هستی و خداوند او را به عنوان امامتْ نعمت ولایت داد، خواهی‌ نخواهی در زیر لواء و پرچم او هستی و باید از او پیروی کنی؛ کارها، اعمال، رفتار انسان را با آن میزان اندازه‌گیری می‌کنند.

  • عفّت انسان را با عفّت امیرالمؤمنین می‌سنجند، ببینند چه اندازه این عفّت به آن عفّت نزدیک است؛ گذشت و اغماض انسان را با امیرالمؤمنین اندازه‌گیری می‌کنند، چه اندازه این گذشت به آن گذشت نزدیک است.

  • امیرالمؤمنین علیه السّلام لوادار فداکاری در دوران رسول خدا

  • امیرالمؤمنین چه گذشتی کرد! امیرالمؤمنین در تمام دوران حیات خود، گذشت محض بود، فداکار محض بود؛ در لیلةالمَبیت جای پیغمبر خوابید و جان خود را فدا کرد که هیچ‌کس تصوّر چنین فداکاری در خود نمی‌دید.1 در تمام دوران رسول خدا، اوّل شخص باگذشت و فداکار بود.

  • گذشت امیرالمؤمنین علیه السّلام بعد از رسول خدا برای اسلام

  • بعد از رسول خدا برای اسلام از شخصیّت، از ریاست و از حکومت گذشت و بیست و پنج سال تمام خانه‌نشین بود؛ نه اقدامی و نه قیامی. در آن دوران‌های سخت که به او متوجّه شدند و گفتند: «بیا با تو بیعت کنیم! برخیز و از این نشستن دست بردار و حقّ خود را بگیر!» تکان نخورد، چون روشن مانند آفتاب، می‌دید که این قیام بر علیه اسلام و بر ضرر اسلام است؛ باید صبر کند و بگذرد تا اینکه آن دین پیغمبر باقی بماند. اگر قیام کند، با وجود آن اشرار و مخالفین سرسختی که تا آخرین درجه برای شکست امیرالمؤمنین و حتّی برای شکست پیغمبر و اسلام ایستاده بودند، قیام او توأم با موفّقیت نیست؛ اینجا از حقّ شخصی می‌گذرد برای وصیّت پیغمبر، برای حفظ قرآن، برای حفظ اسلام. در نهایت درجۀ سختی زندگی می‌کند، عیناً مانند یک سلطان و پادشاهی که او را بیاورند پایین، پایین، پایین و یک درجۀ سربازی هم به او ندهند! امیرالمؤمنین بیست و پنج‌ سال این قِسم زندگی کرد؛ بعد به خلافت ظاهری رسید. چه گذشت‌ها، چه اغماض‌ها که در تاریخ واقعاً عقل انسان را مبهوت می‌کند.

    1. تاریخ الیعقوبی، ج ‌٢،ص ٣٩؛ دلائل النبوة، ج ‌٢، ص ٤٦٧ ـ ٤٦٨؛ اُسدالغابة، ج ‌٣، ص ٥٩٢. جهت اطّلاع بیشتر رجوع شود به امام شناسی، ج ‌١، ص ١١٨.