امیرالمؤمنین علیه السلام میزان سنجش اعمال
2أعوذُ بِاللَه مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
بسم اللَه الرّحمن الرّحیم
بارِئِ الخَلائِقِ أجمَعینَ، باعِثِ الأنبیاءِ و المُرسَلینَ
و الصّلاةُ وَ السَّلامُ عَلَی أشرَفِ السُّفَراءِ المُکَرَّمینَ، أفضَلِ الأنبیاءِ و المُرسَلینَ
حَبیبِ إلَهِ العالَمینَ أبیالقاسِمِ مُحَمّدِ
و عَلیٰ آلِهِ الطَّیبینَ الطّاهِرینَ
و لَعنَةُ اللَه عَلیٰ أعدائِهِم أجمَعینَ مِنَ الآنَ إلیٰ قیامِ یومِ الدّینَ
قالَ اللَه الحَکیمُ فِی کتابِهِ الکریمِ:
﴿لَقَدۡ أَرۡسَلۡنَا رُسُلَنَا بِٱلۡبَيِّنَٰتِ وَأَنزَلۡنَا مَعَهُمُ ٱلۡكِتَٰبَ وَٱلۡمِيزَانَ لِيَقُومَ ٱلنَّاسُ بِٱلۡقِسۡطِ﴾.1
«ما پیغمبران را فرستادیم با حجّت، بیّنه، معجزه، آیات و دلائلی که دلالت داشت ارتباط آنها را به عالم ملکوت؛ و با آنها کتاب و میزان (یعنی ترازو) فرستادیم برای اینکه مردم به قسط و عدالت رفتار کنند.»
معنای حجّت و بیّنه معلوم است. کتاب هم معنیاش معلوم است؛ کتاب عبارت است از: یک سلسله احکام و قوانین و دستورات اخلاقی و بیان معارف الهی که مردم را به توحید رهبری میکند.
تفسیر و معنی «میزان»
ولی در این آیۀ مبارکه، معنای میزان چیست که: «ما با انبیا میزان فرستادیم»؟ میزان به معنای ترازوست؛ انبیا چگونه ترازویی در دست داشتند؟ و چگونه هر پیغمبری با خود ترازویی داشته است؟
من یک مقدّمه عرض میکنم و بعد میرسیم به معنی ترازو و تفسیر حقیقت معنی میزان.
وضع الفاظ برای معانی عامّه
اهل علم یک مطلبی دارند و آن این است که: الفاظ برای معانی عامّه وضع شده است. یک لفظی را که ما میبینیم استعمال میکنند، برای یک معنی خاص نیست؛ برای معنی عام است.
مِن باب مثال: لفظ «چراغ» را وضع کردند برای آن چیزی که در شب نور میدهد و اطراف خود را روشن میکند و مردم بهواسطۀ آن رفع احتیاجات خود در تاریکی میکنند. در آن زمانیکه چراغ عبارت بود از یک فتیلهای که در روغن میگذاشتند و سر آن را آتش میزدند و شعلهای برمیخاست و دود میکرد و به آن چراغ میگفتند، اسم آن چراغ بود؛ بعد که تبدیل به نفت شد و فتیله را در نفت قرار دادند و یک شیشه حبابی هم روی آن قرار دادند، باز به او گفتند: چراغ؛ بدون اینکه در معنای چراغ اختلافی بین معنی اوّل و ثانی باشد. همانطوری که به آن پیسوز میگفتند: چراغ، به این هم میگویند: چراغ.
- سوره حدید (٥٧) آیه ٢٥.

