راههای تشخیص حق از باطل
8روشنگری امیرالمومنین در مقابل فتنه جمل
این مسئله خیلی مسئله عجیبی بود. در قضیّه صفّین یک همچنین مسئلهای اتّفاق نیفتاد ولی در جنگ جمل اینطوری بود، لذا شما در جنگ جمل میبینید افراد میآمدند پیش امیرالمؤمنین ما گیج شدیم آن عبارت معروفی که حضرت فرمودند که «إنَّکَ رَجُلٌ مَلبوسٌ عَلَیکَ، لا یُعرَفُ الحَقُّ بِأقدار الرِّجالِ، إعرِفِ الحَقَّ تَعرِف أهلَهُ إعرِفِ الباطِلَ تَعرِف أهلَهُ»1اینجا بود. [حضرت میفرماید:] یک آدمی هستی که مطلب بر تو مخفی شده گیج شدهای آن فتنه آمده مطلب را بر تو پوشانده و حقیقت را بر تو مخفی کرده و مسئله برای تو مشتبه شده است. «مَلبوسٌ عَلَیکَ» یعنی قضیّه برای تو مشتبه شده است این پوشش آمده دور تو را گرفته است و ظاهر فریبنده اصحاب رسول خدا و زن رسول خدا، این ظاهر نمیگذارد که فهم تو و عقل تو و ادراک تو در اینجا وارد میدان شود، خب حالا چهکار کنم؟ یا علی چه کنم؟ یا باید خودت در من یک تصرف کنی و این فتنه را برای من کنار بزنی، که علی این کار را نمیکند اگر این کار را بکند دیگر هنر نیست. [اگر امیرالمومنین این کار را بکند که دیگر] از اوّل بساط دارِ امتحان و بیا و برو و بگیر و ببند همه برچیده میشود. علی اگر یکهمچنین تصرف کند امام حسین یک تصرف کند و همه لشگر عمر سعد همه حُرّ یا حَبیبَ بنَ مُظاهِر بشوند [که دیگر هنری نیست.] بنا بر این نیست. امیرالمؤمنین راه را نشان میدهد اولیاء خدا راه را نشان میدهند، تصرف نمیکنند. تصرف کردن یعنی عقل را گرفتن و به جای او یک پدیده و ظاهر آمادهای را قرار دادن، این فایده ندارد. راه را نشان میدهد که بهواسطه بکارگیری آن عقل و با استمداد از آن راه ـ راهی که نشان داده شدهاست ـ [مسیر درست را انتخاب کند] آنوقت مورد عنایت قرار میگیرند. تصرف آنطور است و به آن کیفیّت مورد عنایت قرار میگیرند و دار دار امتحان به همین کیفیّت است.
- . أنساب الأشراف، ج 2، ص 238، با قدری اختلاف. حیات جاوید، ص 77:
«تو فردی هستی که قوای متوهّمه و متخیله تو بر عقل و اندیشهات غالب آمدهاند و حقیقت را بر تو مخفی ساختهاند و از جاده انصاف و اعتدال خارج نمودهاند، و جاذبههای ظاهری تو را از گرایش به حق اغواء نمودهاند؛ پس بدان که هیچگاه حقّ و واقع به موقعیت و شخصیت ظاهری و فریبنده افراد سنجیده نمیشود! بنابراین ابتداء باید حق را به خوبی و وضوح و آشکارا بشناسی، آنگاه تو خود، گروندگان به آن را خواهی شناخت؛ و نیز باید باطل و خلاف را خوب تشخیص دهی و کاملاً به زوایا و جوانب آن آگاه گردی که در این صورت پیروان باطل و گمراهان را بازخواهی شناخت، و آنان را از اهل حق و سداد تشخیص و تمییز خواهی داد.»
- . أنساب الأشراف، ج 2، ص 238، با قدری اختلاف. حیات جاوید، ص 77:

