راههای تشخیص حق از باطل
5تکرار جریانات مختلف در طول تاریخ
آدم واقعاً میماند چطور تاریخ یک جریان دارد، منتهی این جریان یکی در فلان سال واقع میشود، همان در فلان سال بعد [دوباره] واقع میشود، یکی سه سال بعد. همان یک جریان، یک مسیر و یک خط است، [که] همیشه در تاریخ در حال حرکت است. البتّه دو خط در حال حرکت است یک خط خط صدق و حقّ و حریّت و آزادگی و متابعت از واقع، یک خط هم خط دروغ و نفاق و حیله و مکر و سایر مسائل دیگر که کاملا این دو خط از هم متمایز است و هیچگاه به یکدیگر نخواهد رسید. تا روز قیامت این دو خط به هم نمیرسد
از اوّل خلقت آدم این قضیّه بوده و همینطور هرجا شما نگاه بکنید [هست]. خطّی که میخواهد در قبال حقیقت بایستد. آن خط به چه چیزهایی متشبّث میشود، به کلک به دروغ به حیله به نیرنگ به نفاق به دورویی به مشوّه کردن واقع برای افراد، چون اگر حق باشد خب حق در همین خط است. حق در همین خط است دیگر حق که هیچوقت در مقابل حق نمیتواند بایستد.
دروغ سرمنشأ تمام فتنهها
الآن این آب است، همه دارند میبینند که آب است. اگر من بخواهم این را برای شما به نحو دیگری مشخّص کنم تا این آب را برای خودم بردارم، میگویم: «آقا این را نخور این آب نیست اشتباه میکنی این مانده است و سمّ است و فلان است.» که این را مثلاً برای خودم حیازت کنم. این چه میشود؟ میشود کلک و دروغ. حالا اگر آمدم همانی را که واقع است همان را میگویم: «این آب است، میگویم: این آب است.» اینجا دیگر یکی شدیم دو تا دیگر نیست. این خط دیگر دو تا نیست که بخواهد این با آن مقابله کند، بخواهد برابری کند، چون هر دو یکی را میگویند وقتی هر دو یکی را میگویند دیگر دعوا نداریم. هم شما میگویید این آب است و هم من میگویم این آب است. حرفی نداریم. دعوا از آنجایی شروع میشود که شما این را آب ببینید و من بگویم سمّ است. از اینجا حرف و نقل شروع میشود، دعوا شروع میشود، اختلافات از اینجا شروع میشود. از اینجا پیدا میشود.

