راههای تشخیص حق از باطل
4تمایز جنگ جمل با سایر جنگهای امیرالمومنین
در جنگ جمل اینطور بود دیگر. قضیّه در جنگ جمل به این نحو بود. مسئله جنگ جمل فتنه بود، واقعاً فتنه بود. مسئلهاش با صفّین فرق میکرد. صفّین فتنه نبود، مشخّص بود. مشخّص بود که طرف وضعیّتش چیست! معاویه که دیگر نیاز به توصیف نداشت. همه هم میدیدند. جنگ جمل جنگ فتنه بود، جنگ نهروان جنگ فتنه بود.
در جنگ جمل فتنه از این باب بود که نزدیک ترین اصحاب پیغمبر در مقابل امیرالمؤمنین قرار گرفتند؛1 اصحابی که با عمر و ابابکر و اینها بیعت نکرده بودند، جزء همان خمسهای بودند که در منزل امیرالمؤمنین بودند و بعد آن آقا آمد در را آتش زد و چه کرد و چه کرد! 2 یکی از آنها همین طلحه و زبیر بودند که [در تاریخ] داریم رسول خدا به او طلحة الخیر میگفتند؛3 در جنگ احد از افرادی که ایستاده بودند و فرار نکردند همین طلحه و زبیر بودند؛4 مردم اینها و ارتباط آنها را با امیرالمؤمنین دیده بودند. امیرالمؤمنین در غالب حرکتهایی که میکرد و بیرون مدینه میرفت با زبیر با هم دیگر [میرفتند.] بسیاری از مردم در زمان پیامبر میدیدند که امیرالمومنین در حرکتهایی که در خیابانها میکرد همراه زبیر بود. قضیّه طلحه و زبیر صرف نظر از آن انتسابی که داشتند؛5 اصلاً از افرادی بودند که نمیشد انسان نسبت به آنها تردید داشته باشد، شک داشته باشد، عبدالرحمن عوف که نیامد در مقابل امیرالمؤمنین قد علم بکند! کسانی که اینها در زمان رسول خدا و در شدائد، مردم آنها را دوشادوش با امیرالمؤمنین مشاهده میکردند [آمدند و قد علم کردند.] این قضیّه قضیّۀ عجیبی هست! یعنی واقعاً این قضیّه خیلی قضیّه عجیبی است! این مطلب به این کیفیّت باید بیاید و شیطان از دریچه این دو نفر در حریم ولایت باید وارد بشود که بتواند تأثیرگذار باشد، بتوانند افراد را عقلشان را بگیرند و آن هوی آنها را بگیرند، تدیّن و عِرقشان را متزلزل کنند. خب اینها آمدند و مسائلشان مشخّص است که چه اتّفاقی افتاد و خلاصه فهمیدند که از این نمد خلافت کلاهی نصیب آنها نمیشود. اینها نمیتوانند سهمی بردارند. اینجا حساب فرق میکند. رفتند دنبال قضیّه و پیگیری کردند، حالا چه کسی را بیاییم همراه خودمان کنیم؟ کسی نمیآمد. از زنهای پیغمبر عایشه خب بهترین کس و بهترین فرد بود. آمدند همراه کردند و به امیرالمؤمنین خلیفه مسلمین تهمت زدند تهمت زدند.6
- . الجمل، شیخ مفید، ص 343.
- . رجوع شود به کتاب سلیم، ج 2، ص 573؛ السقیفة و فدک، ص 38 و 50 و 60.
- . أسد الغابة، ج 2، ص 468.
- . تاریخ الیعقوبی، ج 2، ص 47.
- . رجوع شود به الأعلام، ج 3، ص 43 و 229.
- . رجوع شود به الأخبار الطوال، ص 144.

