امیرالمؤمنین علیه السلام محور عدالت و میزان حق
4امیرالمؤمنین علیه السّلام میزان عدالت
امیرالمؤمنین علیه السّلام وصیّ این پیغمبر است؛ در تمام شراشر وجود آن حضرت، یک جنبۀ انحراف و تعدّی نیست. روحش، سرّش، عقائدش، ملکاتش، غرائزش همه در صراط مستقیم و اعتدال آمده است، طرز تفکر و افعالش همه در صراط حق است؛ ﴿لِيَقُومَ ٱلنَّاسُ بِٱلۡقِسۡطِ﴾:1 «برای اینکه مردم را به عدالت و قسط دعوت کند.»
آن میزانی که با امیرالمؤمنین است همان خاصّۀ نفسی و روحی او است که مانند شاهین ترازو، هر صلاحی را از فساد، و هر خوبی را از زشت، و هر مستقیمی را از کج، و هر راه سعادتی را از راه شقاوت تشخیص میدهد؛ و این میزانْ برای مردم است تا روز قیامت.
نه اینکه امیرالمؤمنین خود را تَصَنُّعاً به عدالت بزند و بخواهد عدالت را در میان مردم اجرا کند؛ کار، کار تصنّعی نیست. حقیقتِ عدالت و قیام به قسط با روح امیرالمؤمنین از همان اوّل، و بهواسطۀ تعلیم و تربیت در مرتبۀ ثانی، سرشته و خمیر شده است. حضرت میزان عدالت است و غیر از عدالت نمیتواند رفتار کند؛ هنگامی که ناعدالتی باشد ناراحت است، سرش درد میگیرد، تب میکند، خطبه میخواند و فریاد میزند.
در یکوقت لشکریان معاویه در شهر انبار آمدند و یک خلخال از پای یک زن یهودیه که در ذمّۀ اسلام بود ربودند. حضرت این مطلب را که شنید عرق کرد، تب کرد، عبایش هنگام راه رفتن به زمین میکشید؛ یک خطبه مفصّلی میخواند که:
وای بر شما! شما مسلمانید و غیرت دارید، آنوقت متعدّیان از پای یک زن یهودی که در ذمّه اسلام است خلخال بیرون بیاورند و بر غیرت و عصبیّت
شما برنخورد؟! قسم به خدا اگر انسان بر این دردها بمیرد بهتر است!2
بزرگان دربارۀ عدالت امیرالمؤمنین بحثها دارند، متفکّران جهان بحثها دارند. عدالت آن حضرت همه را متحیّر کرده است که تا چه اندازه آن حضرت بر این اساس استقامت دارد.
نظر علمای متعصب مصری نسبت به علّت علاقه شیعیان به ائمۀ خود
- سوره حدید (٥٧) آیه ٢٥.
- معانی الأخبار، ص ٣٠٩ و ٣١٠. جهت اطّلاع بیشتر پیرامون این خطبه رجوع شود به امام شناسی، ج ١٧، ص ٤٤١.

