
لزوم حرکت سالک براساس فهم و بینش بهجای غلبۀ وهم و احساس (اصفهان)
لزوم حرکت سالک براساس فهم و بینش بهجای غلبۀ وهم و احساس (اصفهان)
7كردیم.
مگر ما در سخنانمان ادّعای عصمت میكنیم؟ چه كسی میتواند ادّعای عصمت كند؟ معصوم یكی است، تمام شد.
در این دنیا یك نفر معصوم داریم و نه شما و نه من و نه غیر ما هیچ كس نمیتواند ادعای عصمت بكند، اگر هم بكند غلط كرده است. فقط معصوم یك نفر است، هر كسی از ما ادّعای عصمت بكند غلط كرده است. ما یك نفر معصوم بیشتر نداریم كه امروز هم متعلّق به او است و ما متوسّل به او هستیم و همه خودمان را نوكر او میدانیم. یا نوكر عاصی یا نه نوكر مرضّی مولا، و تقاضا میكنیم كه لطف و عنایت او بر همه ما بیش از پیش باشد و دست كرم و بزرگواری او بر سر همه ما مستدام باشد.
این آن چیزی است كه ما بیش از این كه ما نمیتوانیم كاری انجام بدهیم، و بیش از این چیزی از ما برنمیآید.
پس ما كه الآن معترف به خطا هستیم، معترف به این هم هستیم كه اگر هر مطلبی خطایش برای ما روشن شد باید جبران كنیم و باید ما اعتراف به خطا كنیم و اصلاح كنیم.
بنده هم این را میگویم؛ مطالبی را كه بنده عرض كردم، مسائلی را كه گفتم تا به حال احساس خطا در آن نكردم اگر بعداً موردی بفهمم كه فلان حرفم اشتباه بوده، دروغ بوده است. اشتباه به من گفته شده است، خلاف به من گفته شده است، و بر اساس آن خلاف بنده حرفی را زدم و تصمیمی را گرفتم، خب بنده میگویم اشتباه كردم دیگر. گفتیم معصوم نیستیم ولی تا وقتی كه روشن نشده همین هستم و همین را میگویم و پای آن هم تا آخر میایستم، این صحبت بنده است.
البتّه آن كسی كه این مطالب را گفته در جمع رفقا نبوده یك وقتی ذهن به جای دیگر نرود خارج از این حیطه، اصلًا خارج از این فضا به طور كلّی، درست؟!
