جایگاه مشکلات در مسیر سالک
8اهمّیتی که چشم برای انسان دارد آن اهمّیت را دندان ندارد. دندان در مرتبه پایینتری قرار دارد، لذا شما حاضر هستید از دندان بگذرید و دردش را تحمّل نکنید ولی اینجا دیگر اینطور نیست که آدم بیاید از چشمش بگذرد و بگوید حالا که درد میکند چشم را در بیار! آن یکی چشم هم درد میکند این یکی را هم در بیار! درد میکند دیگر. این اهمّیتش بیشتر از آن است، لذا درد را باید تحمّل کرد و دنبال دوا باید رفت.
هدف سالک از زندگی در دنیا چیست؟
انسان در این دنیا دنبال چه مطلبی میگردد؟! مطلب انسان چیست؟ در این شبهای دعای ابیحمزه ـ که رفقا گوش میدادند و توجّه میکردند ـ اتفاقاً صحبت راجع به همین قضیّه بود؛ وقتی که حضرت امام سجاد علیه السّلام در این دعا ابیحمزه به خدا عرض میکند که «عَظُمَ یا سیّدی أمَلی»1 آرزوی بس عظیمی در سر دارم و نیّت عظیمی در دل میپرورانم، «عَظُمَ یا سیّدی» آن آرزو چیست؟ آن ملاقات خدا است رسیدن به مقام قرب و مقام قدس است. حالا که اینطور شد حالا که مسئله این هست پس این شعر معنای خودش را درست میکند
رنج راحت دان چو شد مطلب بزرگ *** ... وقتی مطلب مطلب بزرگ هست، دیگر رنج را نباید به حساب بیاوری.
ـ: «آخ من الآن خستهام، آخ من الآن حوصله ندارم، آخ من الآن خُلقش را ندارم.» خلقش را ندارم و حوصلهاش را ندارم و نمیتوانم برای چیست؟ اینها همه بهخاطر این است که ما مطلب را جدّی نگرفتیم. مطالب دیگری در نزد ما جدّیتر است و مسائل دیگری در نزد ما مهمتر است که به خاطر آن مسائل به این مسئله توجّه نمیشود.
همّت و جدیّت در مسیر سلوک
به شخصی گفته بودم که مثلا فردا قبل از ظهر بیا، من قبل از ظهر منزل هستم بیا فلان چیز را از من بگیر. قبل از ظهر قرار بود [بیاید.] من بین الطّلوعین نماز خوانده بودم و صبح بیرون آمدم که قدم بزنم بروم پیادهروی کنم و بعد هم نان میگرفتم منزل میآوردم. همینکه آمدم بیایم ـ برای تقریباً یک ده دقیقه یک ربعی از [طلوع آفتاب] گذشته بود ـ دیدم آن آقا کنار در نشسته
- مصباح المتهجد، ج 2، ص 584.

