جایگاه مشکلات در مسیر سالک
2أعوذ بالله من الشّیطان الرّجیم
بسم الله الرّحمٰن الرّحیم
الحمدُ لِلّه ربِّ العالمینَ
و صلّی الله علیٰ سیدنا و نبیِّنا أبِیالقاسمِ محمد و آله الطّاهرینَ
و اللّعنةُ علیٰ أعدائِهم أجمعینَ
نگرش عرفانی اولیای الهی به مشکلات و گرفتاریها
رنج راحت دان چو شد مطلب بزرگ
وقتی که گلّه حرکت میکند، گَرد [و خاک] از آن متصاعد میشود. وقتی که گَرد به چشم انسان بخورد، آدم چشمش را میبندد تا خاک در چشم او نرود؛ و اگر ببیند جایی گرد هست از حرکت میایستد و توقف میکند، صبر میکند که این گرد بخوابد یا اینکه مسیرش را عوض میکند.
تا حالا کسی را دیدید که در گرد و خاک حرکت کند و چشمهایش را روی هم قرار ندهد؟! گرد و خاک در سینه او میرود. پس گرد و غبار و گرد و خاک جلوی حرکت انسان را میگیرد. جلوی سیر را میگیرد، جلوی راه رفتن را میگیرد و مانع است.
ولی میگویند وقتی که گرگ میخواهد به گلّه حمله کند از این گرد و غبار استقبال میکند؛ یعنی نهتنها گرد و غبار جلوی او را نمیگیرد و او را از حرکت باز نمیدارد بلکه استقبال هم میکند. نشاط او بیشتر میشود، سرعت او هم بیشتر میشود، حرکت او بیشتر میشود!
سابق میگفتند ـ امروزه نمیدانم نسبت به این قضیّه چه نظری دارند؟ ـ که توتیا یک گیاه کوهی است. این گیاه کوهی را ـ خیلی تند هم هست ـ مثل سُرمه به چشم میکشند و خیلی میسوزاند. «توتیا کحل بصر شود» اشعاری در این قضیه راجع به توتیا و تأثیرش بر چشم داریم. حالا این تاثیرش آیا قرنیه را این تقویت میکند یا شبکّیه را یا اینکه مثلاً پیهای زائد اطراف زجاجیّه و ... را از بین میبرد و بعد باعث تقویت میشود، [معلوم] نیست که چه جهتی در این توتیا بوده است؟ حالا بماند، اصلاً به صحّت و سقم قضیّه کاری نداریم. [این یک] مَثَل است.
رنج راحت دان چو شد مطلب بزرگ *** گَرد گلّه توتیای چشم گرگ1 - کلّیات اشعار، شیخ بهائی، ص 11.

