جایگاه مشکلات در مسیر سالک
7آب داشت مورچه را میبرد، سوار یک برگ بود و آب جوی آمده بود، داشت میرفت و میگفت: «ای وای دنیا را آب برد!» گفتند: « فقط آب یک جوی است که راه افتاده چه داری میگویی: «دنیا را آب برد»؟! گفت: «وقتی من را آب ببرد انگار همه دنیا را آب برده است. من دنیا را بدون خودم میخواهم چهکار کنم؟ وقتی من را آب میبرد دنیا را آب برده است، دنیا بدون من چه فایده دارد؟!» راست میگوید. روی حساب خودش راست میگوید. گفت: آن دیگی که برای من نجوشد بگذار در آن کلّه چیز بجوشد! اگر قرار باشد دیگ برای ما نباشد هرچه که میخواهد در آن بجوشد، مردار در آن باشد. هیچ فرق نمیکند.
پس نباید در این دنیا به این موانع توجّه کرد! چرا؟ چون مطلب، مطلب بزرگی است! مطلب، مطلب بزرگی است!
تمثیلی زیبا از صبر در مشکلات
وقتی که شما دندانتان درد میگیرد پیش دندانپزشک میروید. [میگویید:] «آقا این دندان ما درد گرفته است.» او هم نگاه میکند میگوید: «آقا دندان شما کرم خوردگی دارد.» پر میکند، پانسمان میکند میآیید. یک مدت میگذرد میبینید دوباره این دندان درد گرفت! میگوید: «آقا من که پر کردم!» [دکتر] نگاه میکند میگوید: «عجب عجب! این اصلاً به ریشه زده است! این اصلاً معالجه ریشه نیاز دارد!» میرود در قضیّه ریشه. دوباره دندان را خالی میکند و ریشه را درمان میکند. دوباره یک روز درد میگیرد [و دکتر] میگوید: «آقا این اصلاً التهاب دارد، این باید کنده بشود. تا اینکه کنده نشود، درست بشو نیست. حالا چهکار کنم بِکَنم یا نکنم؟ هر کاری کردم این دندان درست نشد، همینطور التهاب دارد و این چارهای جز کندن ندارد.» میگوید: «آقا بگیر و بکنش. بهتر این است که درد نباشد و دندان باشد.»
حالا اگر چشمتان درد گرفت! نمیشود چشم را کند! [آیا میروید به دکتر بگویید]: «آقا این چشم ما هم درد میکند، آن را بکن؟» هیچوقت یکهمچنین چیزی نمیشود! چشم با دندان فرق میکند. چرا؟!

