در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

رابطۀ ایمان و ارتقای فهم؛ رسالت حقیقی عالمان دینی

نقد مرجعیت عوام‌گرا و تفسیر آیۀ ﴿يرفع الله الذين آمنوا منكم والذين اوتوا العلم درجت﴾

15864
نسخه عربی

رابطۀ ایمان و ارتقای فهم؛ رسالت حقیقی عالمان دینی

6
  • یکی هم می‌آید و می‌گوید: «بابا! اصلاً این حرف‌ها همه‌اش کَشک است! اینها اصلاً [مهم] نیست؛ حالا برویم ببینیم چه می‌شود!»

  • افکارِ مختلف، طرزِ فکرهای مختلف، تمایلاتِ مختلف و نگرش‌های مختلف، [حتی] در یک جمعی که ممکن است چند نفر باشند وجود دارد؛ تا برسد به اینکه مخاطبان شما افرادی از هر سطح و هر صنفی باشند.

  • مرحوم آقا [علامه طهرانی] کتابی نوشتند؛ آخر ایشان یک آدمِ عادی نبوده است. [ایشان] آمدند و کتابِ «وظیفۀ فردِ مسلمان در حکومتِ اسلام» را نوشتند؛ همان کتابی که نگذاشتند [چاپ شود و] گفتند: «نباید چاپ شود و چه و فلان!» همان کتابی که نباید [منتشر] بشود.

  • خب، طبیعی بود که چنین کتابی، مسائلی را به‌وجود می‌آورد، امواجی را به‌وجود می‌آورد و خواهی‌نخواهی حرف‌هایی را ایجاد می‌کند. اما آیا [یک] عالمِ دینی باید منتظر بنشیند تا همه‌چیز صاف و آرام و بدون سر‌وصدا و [مشکل] رد بشود؟ [در آن صورت] دیگر نمی‌تواند کاری بکند یا حرفی بزند. اگر قرار باشد که عالمِ دینی بخواهد آرام بشود، همۀ حرف‌هایش باید زیراکس و کپی [حرف دیگران] باشد! خب، پس چه‌چیزی [را] باید درست کند؟ چه ‌چیزی را باید خلق کند؟ چه‌چیزی را باید ایجاد کند؟ چه مطلب [تازه‌ای] را باید بگوید؟

  • اگر قرار باشد من حرفی را بزنم که دیگران سال‌ها زده‌اند، چرا شما مدام حرفِ من را گوش بدهید؟! [شما می‌توانید] نوارها را بردارید، هر روز بگذارید و [همان] صحبت‌ها را تکرار کنید. [دیگر] نیازی به آمدنِ من به اینجا نیست؛ نیاز به این ندارد که من بلند شوم بیایم، بنویسم، بگویم، صحبت [کنم]. [اما وقتی] بگوییم و حرف بزنیم، صدا درمی‌آید: «اِ! اینها چیست؟! این حرف‌ها چیست؟! مسائل جدید است؟!» خب بله، جدید است! چرا شعار می‌دهید؟! جدید است که جدید است؛ پس همیشه باید حرفِ کهنه زد؟!

  • [می‌گویند:] «آقا! ما اینها را تا حالا نشنیده‌ایم.» خب، حالا بشنوید.

  • [می‌گویند:] «آقا! کسی این حرف‌ها را تا حالا نزده.» خب، حالا یکی دارد می‌زند.