در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

رابطۀ ایمان و ارتقای فهم؛ رسالت حقیقی عالمان دینی

نقد مرجعیت عوام‌گرا و تفسیر آیۀ ﴿يرفع الله الذين آمنوا منكم والذين اوتوا العلم درجت﴾

15864
نسخه عربی

رابطۀ ایمان و ارتقای فهم؛ رسالت حقیقی عالمان دینی

5
  • خب، ببینید این یک طرزِ تفکّر است: مرجع و صاحبِ رساله می‌نشیند و هرچه مخاطبِ او می‌خواهد برای او درست می‌کند! فرمول هم ممکن است چندتایی دستِ انسان باشد و این [فرمول‌ها] را جمع‌وتفریق کند، ضرب‌درهم کند و یک نتیجه‌ای بیرون بدهد و ارائه کند.

  • ارائۀ فتوای مطابق با میل مردم، سبب تثبیت انحراف و پایین نگه داشتن سطح آنان

  • خب، نتیجۀ آن چه می‌شود؟ نتیجه این می‌شود که مخاطبی که به این فرد و مجتهد اعتماد می‌کند و او را مرجع خود به ‌حساب می‌آورد، در همان سطحی که خودش هست در همان سطح تا آخرِ عمر می‌ماند؛ یعنی اگر در این حدّ است، تا آخر [در همین حد] می‌ماند و از این بالاتر [نمی‌رود،] اگر پایین‌تر نرود!

  • آن [مرجعی] که می‌آید می‌گوید موسیقی حلال است، آن [مقلّدش] دیگر [دست به کار] می‌شود؛ اگر تا حالا با یک‌مقداری ترس‌ولرز، دو سه [قطعه] موسیقی [در خانه گوش می‌داد] این دفعه دیگر می‌رود همه‌چیز را در خانۀ خود می‌آورد. توجه می‌کنید؟

  • یا فرض کنید وقتی [مرجع] می‌گوید: «حالا فلان ورزش اشکال ندارد؛ حالا با یک لباسی [باشد] که مرد هم ببیند!» این [مقلد] اصلاً بلند می‌شود پارتنر و شریک بازیِ خودش را برمی‌دارد، اصلاً دوست‌پسرش را برمی‌دارد [می‌آورد]، پسرخاله‌اش را [می‌آورد].

  • این طرزِ تفکّری که برای یک شخص پیدا می‌شود، آیا باید [او را] به همان حال نگه داشت یا باید تغییر داد؟ وظیفۀ یک عالم، و تعهّدی که نسبت به مخاطبین خود دارد، چیست؟

  • ضرورت ایستادگی مرجع تقلید بر بیان حق، در فشارهای اجتماعی

  • یک‌وقتی یک شخص مخاطب است [اما] نمی‌خواهد گوش بدهد! خب، نمی‌خواهد، ندهد. بنده حرفم را می‌زنم و مطلب را می‌گویم؛ مثل اینکه الآن دارم مطالب را خدمتِ رفقا و دوستان می‌گویم. خب، الآن چند نفر اینجا نشسته‌اند؟

  • بعضی‌ها می‌گویند: «این آقای طهرانی چرا این‌قدر زیاده‌روی می‌کند؟ این‌قدر هم ضرورت ندارد.» این یک طرزِ فکر است.

  • بعضی‌ها می‌گویند: «نه! این هرچه می‌گوید بایستی که روی آن فکر کرد و ترتیبِ اثر داد.» این هم یک طرزِ فکر است.