
رابطۀ ایمان و ارتقای فهم؛ رسالت حقیقی عالمان دینی
نقد مرجعیت عوامگرا و تفسیر آیۀ ﴿يرفع الله الذين آمنوا منكم والذين اوتوا العلم درجت﴾
رابطۀ ایمان و ارتقای فهم؛ رسالت حقیقی عالمان دینی
4الحمدلله ظاهراً اجازۀ [چاپ] آن هم داده شده و همین روزها بایستی که از طبع خارج شود. [این کتاب] به نام «اجتهاد و تقلید» است و قِسم عربی آن را هم بعداً، با همین حواشی که به عربی ترجمه شده، آن هم عنقریب است که چاپ کنیم.
یکی از مطالبِ بسیار مهمّی که بنده در آنجا، در خاتمۀ رسالۀ «اجتهاد و تقلیدِ» مرحوم آقا [علامه طهرانی] رضواناللهعلیه متذکّر شدهام این بود که: بهطورِ کلّی، طرزِ تفکّرِ یک مرجع و یک مجتهد چه طرزِ تفکّری باید باشد؟ آیا طرزِ تفکّری [است] که همراه با مردم جلو برود؛ یعنی هرچه مقلّدینِ او گفتند [همان را بپذیرد و مطابق خواست آنان حرکت کند]؟
من یکوقتی مقالهای میخواندم که چند نفر از طهران ـ از خانمها و آقایان و چند دانشجوی دختر و پسر ـ رفته بودند قم پیشِ یکی از آقایانی که رسالۀ [عملیه] دارد. از او خواسته بودند چند تا [مسئله] را درست کند؛ موسیقی را برایشان حلال کند، فلان [ورزش] را حلال کند، فلان [نوع] موسیقی را [حلال کند.]
او هم [در پاسخ گفته بود]: «یکییکی حلال کردیم! باشد، باشد.» آخرش رو کرده گفته: «خب، دیگر چیزِ دیگری دارید [که] برای شما درست کنم؟!»
خب، ببینید این یک قِسم مرجعیّت است. البتّه این [شخص،] یک آدم بیسوادی است، خیلی بیسواد است و اصلاً نباید اسمش را حتّی جزوِ یک شخصِ فاضل آورد. ما اطّلاع داریم که همان زمان که در قم درس میخواندیم، این [شخص] چه میگفت و چطور درس میداد!
خدا رحمت کند استادمان، مرحوم آقای غروی رحمةاللهعلیه ایشان میگفتند: «آن وقتی که ما درسِ مرحوم آقای داماد میرفتیم، این [شخص] هم میآمد و با یک طلبۀ دیوانه بحث میکرد!» [منظورشان] همین آقا بود!
اوضاع خیلی شیرتوشیر شده است. بحمدالله [در] این مسائل، همه چیز هست. بعد هم بهخاطرِ حرفها و مسائل او، عدهای هم طرفدار پیدا کرده است؛ از همینهایی که جزوِ طیفِ خاصّی هستند. بله! ایشان [در پایان] گفته است: «حالا چیزِ دیگری هم دارید [تا] من [برایتان درست] کنم؟!»
