
رابطۀ ایمان و ارتقای فهم؛ رسالت حقیقی عالمان دینی
نقد مرجعیت عوامگرا و تفسیر آیۀ ﴿يرفع الله الذين آمنوا منكم والذين اوتوا العلم درجت﴾
رابطۀ ایمان و ارتقای فهم؛ رسالت حقیقی عالمان دینی
3مثلاً قبلاً به چیزی میل داشت [یا] به قضیهای شوق داشت، [اما] الآن بهطور کلّی میلِ او عوض میشود، شوقِ او عوض میشود؛ دیگر اصلاً میل ندارد، برایش بیتفاوت است یا [حتی] انزجار برایش پیدا میشود. خب، این گلبولهای خون او که تغییر نکرده، وزنش کموزیاد نشده، سلولهای مغزی که سرِ جایِ خود است، اینها که عوض نشده است. [پس] چه مسئلهای درون او رخ داده که پارسال طورِ دیگری فکر میکرد و تمایلاتی داشت، و علاقهاش به بعضی چیزها بود، [اما] الآن اصلاً نسبت به همان مسائل میخندد و اصلاً توجّه نمیکند؟ این چه تغییری [است که] پیدا میشود؟
این تغییر همان تغییرِ نفسانی است؛ [یعنی] نفْس، بهواسطۀ تربیت و تزکیه، بهطورِ کلّی یک تحوّلی در درون آن پیدا میشود و تغییری در او [رخ میدهد] که بر آن اساس، فکر [انسان تغییر] پیدا میکند.
تأثیر مستقیم مرجع تقلید در رشد معنوی مقلّدان خود
رسالهای هست که بنده [آن را] نوشتهام؛ البته، [اصل] رساله، رسالهای است که مرحوم آقا [علامه طهرانی] نوشتهاند؛ مربوط به «اجتهاد و تقلید» بوده [و مربوط به] همان زمانی است که ایشان در نجف بودند و درسهای مرحوم حاج شیخ حسین حلّی را میرفتند. راجع به دروسِ مختلف، از جمله درسی به نام اجتهاد و تقلید. البتّه یک بحثِ فنّی است و ایشان [ رساله را به] عربی نوشته بودند.
ما اوّلاً این [رساله] را ترجمه کردیم؛ یعنی بنده خودم آن را ترجمه کردم تا استفادۀ از آن بیشتر شود. حالا آن مقداری که مسئله [کاملاً] فنّی است [طبیعتاً] بهدردِ عموم نمیخورد؛ گرچه ترجمه شده، ولی بالأخره جنبههای اصطلاحی [و تخصصی] دارد.
ولی من الآن آمدهام ـ صرفنظر از مطالبی که ایشان در حواشی نوشته بودند ـ نسبت به این مطالب، چیزهایی را خودم اضافه کردهام و آنها را یکمقداری [از سطح فنی] پایین آوردهام تا استفادۀ آن برای [عموم] افراد بهتر باشد و اشخاص بتوانند [راحتتر از آن استفاده] کنند.
