
نهضت سیدالشهداء سبب نجات انسانها از جهالت و سرگردانی (کرمان)
نهضت سیدالشهداء سبب نجات انسانها از جهالت و سرگردانی (کرمان)
3راست بودند، وقتی حرفی میزدند درست صحبت میكردند، واقع وقتی كه میگفتند: بهترین كتاب من، كتاب لمعات است واقع هم همین بود، پیش خود و وجدان خود هم به همین مسأله اعتراف داشتند.
این عبارت سیدالشّهداء علیهالسّلام كه امروز هم آن عبارت را شنیدیم و استفاده كردیم، از سخنان برادر گرامی كه در زیارت حضرت میخوانیم:
«وَ بَذَلَ مُهجَتَهُ فيكَ لِيَستَنقِذَ عِبادَكَ مِنَ الجَهالَةِ وَ حَيرَةِ الضَّلالَة»1 كاری كه سیدالشّهداء علیهالسّلام كرد چه بود؟ حضرت برای چه این كار را كرد؟ چه چیزی كم داشت؟ مردم آن زمان از چه مینالیدند؟ از چه گلایه داشتند، از چه شكوه داشتند؟ نان و آبشان كم بود؟ قضیه چی بود؟ به آنها ظلم میشد؟ خانهشان را میگرفتند و غصب میكردند؟ اموالشان را توقیف میكردند؟ حقشان را به آنها نمیدادند، مالشان را میدزدیدند؟ بالاخره یك علتی باید داشته باشد دیگر!
سیدالشّهداء علیهالسّلام كه با یزید بیعت نمیكند و میگوید: حتّی اگر مرا هم گردن بزنی، با تو بیعت نمیكنم، یك دلیلی میخواهد. خُب یزید به حضرت میگوید كه: خُب برای چه تو با من بیعت نمیكنی؟ بنده حق همه را میدهم، ظلم هم نمیكنم، كارها را انجام میدهم، اگر كسی ظلم كرد، محكمه هست و قاضی هست، میآید به مسألهاش میرسد، به مطلبش میرسد. من هم در اینجا كیف خودم را میكنم و عیاشی خودم را میكنم و با خدای خودم، خودم میدانم، در روز قیامت تو كه نباید بیایی پاسخ كارهای مرا بدهی! من خودم میدانم و خدای خودم. اصلًا من میخواهم جهنّم بروم به كسی چه مربوط است، من میخواهم جهنّم بروم! شما ناراحت هستید، ناراحتیتان را بگویید چیست؟ مشكل دارید مشكلتان را بگویید چیست؟
عمر بن عبدالعزیز2 از خلفای بسیار معروف و مشهور است دیگر، همه هم میدانید. حكومتی كرد كه در این حكومت چهار ساله خودش هیچ نقطه ضعفی از خودش باقی نگذاشت، هیچ نقطه ضعفی. یعنی اگر فرض بكنید كه حالا حكام دیگر، خلفای دیگر، گاهی ظلمی كردند، چه میكردند، تضییقی و فشاری بود، این یكی این كار را نكرد. در تشیع جنازهاش اغلب افراد گریه میكردند! بیخود كه مردم گریه نمیكنند، لابد دوستش دارند كه گریه میكنند دیگر، لابد میخواستنش كه گریه میكنند!
- فقره اى از زيارت اربعين سيّدالشّهداء عليهالسّلام: و خون قلب خويش را به پيشگاه عظمت و جلالت هديه نمود تا بندگانت را از نادانى وحيرت و گمراهى بدر آورد.
- در مورد احوالات عمر بن عبدالعزيز به كتاب اسرار ملكوت، ج ٣، از ص ٧٧ تا ٨٦ مراجعه شود.
