
سه اصل اساسی در مکتب عرفانی علامه طهرانی
و تبیین انحرافات بعد از علامه
سه اصل اساسی در مکتب عرفانی علامه طهرانی
8مگر ما در حرم ائمه شیطان نداریم، داریم. این همه جیببُرهایی که در حرم ائمه جیب میزنند! سابق در حرم امام رضا چقدر جیب میزدند؟! در خود حرم موسی بن جعفر بنده خودم دیدم جیببُر را که دست کرد در جیب رفیقمان و پولش را برداشت، البتّه او را گرفتند، خود بنده با چشمم دیدم. اگر شیطان در حرم نباشد که نمیآید جیب این زائر امام را بزند! شیطان است دیگر! یا سابق وقتی که این حرمها باز بود و مخصوصاً در زمان سابق و شاه و اینها، میآمدند طواف میکردند؛ یعنی زنها و مردها با هم بودند، قاطی بودند، در همانجا مسائل خلاف اتفّاق میافتاد! تا شیطان نباشد که این مسائل از کجا اتفّاق میافتد؟!
ما دیدیم قضیّه خیلی عجیب است! یعنی قضایا از دایرۀ علمی خارج است و مسئله به مقام مثال و برزخ رسیده است. این را دیگر چه باید کرد؟! اینجا دیگر به آن شخص نمیشود گفت که این مسئله در اینجا این شک و شبهه را دارد، برای او قابل قبول نیست، قابل پذیرش نیست! اگر ما هم بودیم همینطور بودیم! مگر ما از امام چه خواستهایم؟! چیز خلاف نخواستهایم! خواسته این ارتباط باشد، دیگر حرف بدی نزدیم، کار خلافی نکردیم، تقاضای ما تقاضای خلافی نبوده است! اما چطور این مسئله باید انجام شود؟! شیطان از راه خودش جلو میآید!
بنده بعد از زمان مرحوم آقا ـ رضوان الله علیه ـ دیدم این انحراف به وجود آمده است. انحرافی که شیطان با ترفندهای مخصوص به خود و با تمام توان پا به جلو گذاشته است. من نمیتوانم هر چیزی را اینجا بگویم، زیرا بعضی مسائل هست که شاید خارج از قدرت درک مجلس باشد ولی تا آن حدودی که میتوانم بیان کنم، عرض میکنم. در خوابِ افراد شیطان آمد، در مکاشفۀ افراد شیطان وارد شد، یعنی در مثال متصّل آنها که همان مسائل صوریّه و ذهنیّهای است که براساس آن مسائل فکر انسان شکل میگیرد و انسان راه خود را براساس شکلگیری آن مسائل ذهنی است که انتخاب میکند، در آن مسائل وارد شد!
