
سه اصل اساسی در مکتب عرفانی علامه طهرانی
و تبیین انحرافات بعد از علامه
سه اصل اساسی در مکتب عرفانی علامه طهرانی
7ورود شیطان به رؤیاها و مکاشفات
این مشکل ما در زمان بعد از وفات مرحوم آقا ـ رضوان الله علیه ـ بود. بنده در این مدت پانزده سال به این صراحت و به این کیفیت تا به حال مسائل را نگفتم. کسانی بودند که از ناحیۀ آنها شیطان وارد شده بود و شوهران اینها را اغفال میکرد و همۀ مطالب هم درست و سرجایش بود! شوهر او مسافرت میرفت، زیارت کربلا میرفت، مکّه میرفت، خانمش به او تلفن میکرد، تماس میگرفت و میگفت: «امروز در طواف این فکر به ذهنت آمد!» عجب! میدید امروز در طواف این فکر به سرش آمده است. میپرسید: از کجا فهمیدی؟ میگفت: «حضرت آقا را در خواب دیدم!» او از کجا میفهمد که این شیطان است؟! این مسئله که خدمت شما عرض میکنم، خیلی دارد دقیق میشود!
بی خضر مرو تو در خرابات *** هر چند سکندر زمانی1 برای این قضیّه است! بزرگان در این زمینه خیلی مطالبی دارند. خود حافظ ـ رضوان الله علیه ـ مولانا ـ رحمت الله علیه ـ که در اینگونه مطالب خیلی کولاک میکند. واقعاً ما چه کسی را مانند مولانا داریم که اینگونه مسائل و اینگونه مطالب را افشا کند؟! ـ رضوان الله علیه، قدس الله سره، رحمة الله علیه ـ آن وقت میگویند که مولانا سنی است!
یکی از دوستان میگفت که من کنار ضریح حضرت جوادالائمّه علیه السّلام ایستاده بودم و از آن حضرت تقاضایی داشتم. ـ در سفر عتبات که سابق در زمان صّدام مشرّف شده بود ـ از حضرت درخواست کردم که خداوند این اتّصال بین ما و مرحوم آقا را قطع نکند. فردا صبح که با اهل بیتش تماس داشت، ایشان گفته بود که «دیشب کنار امام جواد ایستاده بودی و از خدا میخواستی که اتّصال با آقا قطع نشود!» شما ببینید دقیقتر از این چگونه ممکن است اتفّاق بیفتد؟! از این دقیقتر که ما نداریم! ساعتش را هم گفت، ساعت هشت شب! خب، شیطان کجا حرم ائمه کجا، کنار قبر امام جواد کجا؟! این چیزها را که انسان کنار هم میگذارد، این پازلی که درست میشود، چطور میتواند نتیجۀ این معما شیطان درآید؟! چطور ممکن است درآید؟! ولی این شیطان بوده است!
- در امثال و حکم دهخدا، ج 1، ص 484.چنین آمده:در دیوان حافظ، طبع پژمان، غزل 466 این بیت ناظر بر همین مطلب میباشد:
بی پیر مرو تو در خرابات *** هر چند سکندر زمانی قطع این مرحله بیهمرهی خضر مکن *** ظلمات است بترس از خطر گمراهی
- در امثال و حکم دهخدا، ج 1، ص 484.چنین آمده:
