
سه اصل اساسی در مکتب عرفانی علامه طهرانی
و تبیین انحرافات بعد از علامه
سه اصل اساسی در مکتب عرفانی علامه طهرانی
4راهکار شیطان برای ایجادانحراف در مکتب بزرگان
این مسئله بعد از وفات مرحوم آقا به شکل خیلی جدّیتری مطرح شد و رفقا میدانند که بعد از ارتحال ایشان چه انحرافی پیش آمد! و اول کسی که در قبال این انحراف موضع گرفت خود بنده و حقیر بود؛ که دیدم این مطالبی که به وجود آمده دقیقاً در نقطۀ مقابل با نظرات ایشان و با مبانی ایشان و اصل راه ایشان است و در مقابل این قضیّه ایستادم. هجمه بسیار شدید بود و با انحاء مختلف و حیل مختلفه و تدبیرهای مختلف و راههای مختلف از اطراف و اکناف خیلی نسبت به ما هجوم آورده شد.
من یک وقتی با خودم فکر میکردم عجب! واقعاً خداوند در این فتن چقدر از ما دستگیری کرد، فتنی که کمر بزرگان را خم میکرد و میشکست!
نمیدانم این قضیّه را خدمت رفقا عرض کردهام [یا نه؟] که در مسائل عادی حرف و نقل و اینها که کار همه است «آن آقا اینطوری است، این آقا اینطوری است، آن آقا عینکش کج است، آن آقا دستمالش...»، از این مسائل که کار عَجَزه و افراد بیبضاعت و بیمایه است و همیشه هم هست و الآن هم هست! ولی یک وقتی اینطور نیست، مسئله به شکل یک ترفند سلوکی و ترفند مکتبی مطرح میشود، این خیلی عجیب است! شما تصّور نکنید که شیطان فقط به سراغ و قماربازان و شطرنج بازها و آنهایی که دنبال لهو و لعب و موسیقی و شراب و شاهد هستند و آنهایی که از دیوار مردم بالا میروند؛ نه آقا! این کمترین راه و وسیله و دام شیطان برای انحراف افراد است. دامهایی میگستراند که فُحول از علما و فلاسفه و بزرگان در مقابلش خم میشوند و به زمین میخورند! آنها را چه باید کرد؟! این که چیزی نیست. جوانی را خام میکند و فریب میدهد که لبی به خُمره میزند و بعد هم استغفار میکند و خدا هم از او میگذرد، مسئلهای[نیست!] دختری را فریب میدهد و وسوسه میکند و حالا یک خُرده مویش را میگذارد بیرون و یک خُرده خودآرایی میکند و بعد هم با یک توبه و استغفرالله و خدایا غلط کردم و ببخش ما را، خدا هم از او میگذرد، اینها چیزی نیست. اینها گناهی نیست که انسان بخواهد آنها را به حساب بیاورد و روی آن فکر کند. پس خدا توبه را برای چه کسانی گذاشته است؟ برای همین جوانها گذاشته، برای همین دخترها و پسرها، برای همین مردم و خلافها گذاشته است.
