در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

شخصیت اخلاقی، اجتماعی و سلوکی امیرالمؤمنین علیه السلام

14060
نسخه عربی

شخصیت اخلاقی، اجتماعی و سلوکی امیرالمؤمنین علیه السلام

8
  • امیرالمؤمنین هم می‌توانست این‌طوری باشد؛ نماز خود را می‌خواند، روزه خود را می‌گرفت، قرآن خود را می‌خواند، مسجد می‌رفت و در نماز آنها هم شرکت می‌کرد! حالا هر روز هم نه، هفته‌ای یک دفعه که بگوید ما مخالف نیستیم، ما هم آمدیم در نماز جناب ابی‌بکر هم شرکت کردیم! می‌توانست این کار را بکند، چرا نکرد، چرا؟! به‌خاطر اینکه به اینجا نمی‌رسید!

  • چرا امیرالمؤمنین با معاویه کنار نیامد؟!

  • چرا امیرالمؤمنین با معاویه کنار نیامد؟! اگر با معاویه کنار می‌آمد، [مشکلات برطرف می‌شد.] «آقا معاویه برای خودش حکومت بکند و ما هم کاری به کار او نداریم! تو هم اینجا کار خودت را درست کن؛ خیلی خلاف نکن! ما هم اینجا در کوفه و مدینه و اینها هستیم و فعلاً کاری به کار تو نداریم» و از این مطالب!

  • چرا امیرالمؤمنین فرمود: «یک لحظه نمی‌توانم حضور یک‌هم‌چنین فردی را بر اریکه حکومت و امارت تحمل کنم»؟!1 چرا حضرت این‌طور بود؟! چرا شاکلۀ ایشان این‌طور بود؟! چرا ریخت حضرت و آن آلیاژ ایشان این‌طور بود؟! و ما این‌طور نیستیم؟! به خودمان فکر کنیم. مگر بقیّه نگفتند؛ مگر مغیرة بن شعبه نیامد و به امیرالمؤمنین نصیحت نکرد ـ همین حرف‌هایی که ما داریم می‌زنیم: ـ

  • یا علی الآن این حرف‌ها زود است. آقا این حرف‌ها تند است نزن، تو را به خدا خوب نیست. یا علی بیا با معاویه بساز یک خُرده صبر کن! نگه دار محکم که شدی، مستقر که شدی؛ همه که تو را قبول کردند و پایه‌های حکومت تو در همۀ قلوب ریشه دواند و تثبیت ولایت و سیطرۀ تو بر همۀ قلوب شد، آن‌موقع می‌توانی او را کنار بگذاری، کسی هم نمی‌تواند حرف بزند.

  • ولی امیرالمؤمنین گفت: «نه، من اینکار را نمی‌کنم.»2

  • می‌دانید چرا؟! ـ هر کسی که گفت به قول مرحوم آقا «شاه فرنگی!» کوچک که بودیم ما را می‌نشاندند، می‌گفتند: «هر کسی جواب ما را داد شاه فرنگ است.» آخر یکی جواب می‌داد. جواب چیست؟ بگویید ببینم کدامتان شاه فرنگ هستید؟ بگویید: هیچ‌کدام؛ نمی‌خواهیم باشیم، چه تحفه‌ای هست شاه فرنگ بودن که بخواهیم باشیم! ـ به‌خاطر این بود که امیرالمؤمنین در این وسط خودش را نمی‌دید. فقط رمز قضیّه این است هیچ چیز دیگر هم نیست؛ خودش را نمی‌دید. 

    1. رجوع شود به نهج البلاغة (صبحی صالح)، ص 418 و 419.
    2. رجوع شود به الأخبار الطوال، ص 142؛ الاستیعاب، ج 4، ص 1447.