شخصیت اخلاقی، اجتماعی و سلوکی امیرالمؤمنین علیه السلام
7امیرالمؤمنین میتوانست نگذارد یکهمچنین شبی پیش بیاید؛ میتوانست یا نه؟! میتوانست. چطور؟ او هم مثل بقیّه مردم بود. وقتی که به خلافت رسید با طلحه و زبیر میساخت. چرا آمد به طلحه و زبیر گفت بلند شوید بروید دنبال کارتان، چرا؟1 او که میدانست چه مسائلی پشت سر است. چرا نساخت؟! چرا رفاقت نکرد؟! چرا راه نیامد؟! چرا اینکار را نکرد؟! چون اگر انجام میداد دیگر یکهمچنین شبی اتفاق نمیافتاد! اگر امیرالمؤمنین میآمد و با طلحه و زبیر میساخت، با عایشه میساخت، از امیرالمؤمنین مجسمه طلا میساختند و در هر میدانی نصب میکردند، نصب میکردند! این همه دشمن نداشت این همه نامه به اینطرف و آنطرف نوشتن نداشت. من عائشه زوجة رسول الله و ام المؤمنین الی فلان نامه میداد. زوجه رسول خدا و أمالمؤمنین، نامه میدهد به تو و تو را دعوت میکند برای نصرت حق. چرا؟! چون عثمان را زدند کشتند و علی عثمان را کشته باید خونخواهی کنیم.2 به تو چه مربوط است؟! علی هم عثمان را کشته به تو چه ربطی دارد؟! چه ارتباطی بین تو و عثمان است؟! تو که در زمان حیات عثمان دشمن خونی او بودی و فحش میدادی!3 ببینید، مردم این هستند! اینها همین مردم هستند!
نگاه عبرت آموز به تاریخ حیات امیرالمؤمنین
هر قضیّهای را شما در تاریخ نگاه کنید مایۀ عبرت است. مایۀ عبرت اینکه خودمان را تطبیق بدهیم، ما هم همان هستیم. والله قسم و بالله قسم و به جان خود امیرالمؤمنین قسم ما هم همان افرادی هستیم که در زمان امیرالمؤمنین آمدند نگاه کردند و دیگران آمدند زدند و در منزل او را آتش زدند و دختر پیغمبر را جلوی چشم او تکهتکه کردند.4 ما هم همان هستیم، ما هم همان هستیم! آنهایی هم که اینکار را کردند میدیدند دارند آتش میزنند، چرا [کاری نکردند میگفتند:] « به ما چه مربوط است، ما که نمازمان را میخوانیم، ما که روزهمان را میگیریم؛ نباید اینکار را بکند دیگر، علی هم یک مقدار تند است. یک مقدار تندروی میکند. حالاکه مردم قبول کردند، آقا بیا کنار دیگر، یعنی چه مخالفت میکنی؟! دیگر مخالفت ندارد! خب بیا تو هم در نماز جماعت ابوبکر شرکت کن.» و از اینها زیاد بودند، اینها عرقخوار هم نبودند! ابوموسی اشعری وامثالذلک و سعد بن وقاص و اینها، همین بودند. میگفتند: نه اینطرف نه آنطرف! آقا اختلاف چیست، چرا اختلاف باید در میان مسلمین باشد؟! همه باید با هم صلح کنند! همه باید با هم برادرانه زندگی کنند! باید باشید.5
- رجوع شود به نهج البلاغة (صبحی صالح)، ص 505؛ إحقاق الحق، ج 8، ص 539، به نقل از المناقب المرتضویّة (ط بمبئی)، کشفی حنفی، ص 365؛ مناقب مرتضوی، ص 357.
- الجمل، شیخ مفید، ص 431؛ وقعة الجمل، ص 30 ـ 35.
- تاریخ الطبری، ج 4، ص 459.
- رجوع شود به کتاب سلیم، ج 2، ص 586؛ السقیفة و فدک، ص 71؛ الإمامة و السیاسة، ج 1، ص 30؛ الهدایة الکبری، ص 179 و 407؛ الاحتجاج، ج 1، ص 83؛ الملل و النحل، شهرستانی، ج 1، ص 71، به نقل از نظام؛ الوافی بالوفیات، ج 6، ص 15؛ شرح نهج البلاغة، ابنأبیالحدید، ج 6، ص 48؛ میزان الاعتدال، ج 1، ص 139.
- شرح نهج البلاغة، ابنأبیالحدید، ج 14، ص 14 و 15؛ مروج الذهب، ج 2، ص 353 و ج 3، ص 14 و 15.

