شخصیت اخلاقی، اجتماعی و سلوکی امیرالمؤمنین علیه السلام
6جایگاه حقیقی انسان در نظام خلقت
این موجودی که قابلیت مقام خلافة اللهی را داشته و این موجودی که میتوانسته به جایی برسد که ـ بهواسطۀ آن مرتبه ملائکه مکلف و موظف بر سجده بر خلیفه الهی هستند ـ خداوند ملائکه را مکلف بر سجده به این شخص میکند! ما تا به حال به این مسئله فکر کردیم؟! واقعاً ما به این مسئله فکر کردیم؟! ما الآن در خودمان نگاه بکنیم، در وضعیت خودمان نگاه بکنیم، ما چه امتیازی نسبت به ملائکه در خود میبینیم؟! عقل ما از ملائکه بیشتر است یا دیانت ما از ملائکه بیشتر است؟! تقوای ما از ملائکه بیشتر است؟! آن ملائکه مقربی که یک پارچه عقل و نور و بها و عظمت هستند؛ آن ملائکهای که ﴿لا يَسۡبِقُونَهُۥ بِٱلۡقَوۡلِ وَهُم بِأَمۡرِهِۦ يَعۡمَلُونَ﴾1 هستند؛ آن ملائکهای که مدبّرات هستند، آن ملائکهای که در تحتِ فرمان الهی هستند و به هر وضعیتی و به هر کیفیتی آنها از آن مرام و ممشای خودشان بهاندازه سرسوزنی تخطّی نمیکنند، آیا ما هم مثل آنها هستیم؟! پس چه شد، پس چرا خدا فرمود که ملائکه به ما سجده کنند؟! با این کارهایمان و با این رفتارمان، با این؟! [اینطور] که اصلاً ملائکه به ما نگاه نمیکنند و نباید به ما اعتنایی بکنند! این چه قضیّهای و چه سری است؟ این افراد همینهایی هستندکه این کارها را میکنند، بالأخره اینها هم از همین آدم و حوا به دنیا آمدند.
آن شخصی که برای او جان یک انسان و جان یک پشه و یک مگس در این حد ارزش ندارد، او چه ارزشی نسبت به ملائکه دارد که خداوند ملائکه را مکلّف کرد که بیایند نسبت به او سجده کنند. پس بنابراین، مسیر این نیست و راه این نیست!
امیرالمؤمنین مصداق أتم مقام خلیفةاللهی
امیرالمؤمنین علیه السّلام آمد و آن جهتی را که بهواسطۀ آن جهت خداوند به ملائکه فرمود: ﴿إِنِّي خَٰلِقُۢ بَشَرٗا مِّن طِينٖ*فاذا سَوَّيۡتُهُۥ وَنَفَخۡتُ فِيهِ مِن رُّوحِي فَقَعُواْ لَهُۥ سَٰجِدِينَ﴾2 آن جنبه را به فعلیت رساند. در این دنیا دستش را روی دستش نگذاشت همینطور راه برود، همینطوری زندگیاش را نگذراند و دل خوش کند به اینکه او صاحب فلان موقعیت و صاحب فلان مقام است، نهخیر! آمد و مسیر زندگی خودش را بر این اساس قرار داد؛ در رفت و آمدش حساب باز کرد، در صحبت کردنش که چه بگوید و چه نگوید، در رفتارش با افراد چهکاری را انجام بدهد، در مصائب و در مشکلات مثل بقیّه که فرار کردند و میرفتند سه روز بعد از اینکه جنگ تمام میشد تازه شخصی را میفرستاندند ببیندند که اوضاع امن و امان شده تا برگردند،3 مثل آنها نبود، دور پیغمبر بود از پیغمبر و از حریم پیغمبر حمایت میکرد و دفاع میکرد.4 عباداتش، امور شخصی خودش، امور ارتباطات و اجتماعی خودش، تمام آنها را یک یک حساب کرد.
- سوره انبیاء (21) آیه 27. معاد شناسی، ج 3، ص 139:
«در گفتار از خدا سبقت نمیگیرند و فقط به امر خدا عمل میکنند.» - سوره ص (38) آیه 71 و 72.
- رجوع شود به امام شناسی، ج 13، ص 29 و 42 ـ 44 و 52 ـ 65 و 74 و 79 ـ 83.
- رجوع شود به امام شناسی، ج 13، ص 29 ـ 54.
- سوره انبیاء (21) آیه 27. معاد شناسی، ج 3، ص 139:

