شخصیت اخلاقی، اجتماعی و سلوکی امیرالمؤمنین علیه السلام
3خلط حدس و گمان با علم
البتّه نباید اشتباه بشود، که مسئلۀ علم با مسئلۀ ظن و حدس و گمان و توهمات و تخیلات دوتا است. خیلی از اوقات انسان نسبت به یک مسئله حدس میزند، گمان دارد. در اغلب مسائلی که ما آن مسائل را علم میدانیم و در بین خود در محاورات خود به عنوان قطع و به عنوان علم از آنها یاد میکنیم، اینها همه حدسیات هستند یعنی هیچ پایه علمیندارند، پایه منطقی ندارند!
این خودش مسئلۀ مهمیاست که چرا انسان باید به این مصیبت مبتلا بشود که مسائل ظنّی و تخیلی را بهجای مسائل علمی بنشاند و جایگاه علم را تنزل بدهد و با تخیلات و توهمات و با اینکه «اینطور خیال میکنم»، «حدس میزنم»، «به نظرم میرسد»، «شاید اینچنین باشد»، «محتمل است» [زندگی و ارتباطات خودش را جلو ببرد؟!] با اینها که کار درست نمیشود! با اینها که دردی دوا نمیشود! «به نظرم آیه قرآن این معنا را میدهد»؛ خب غلط میکنی! «به نظرم که» درست نیست، مسئله حل نمیشود؛ یا بگو قطعاً این است یا نیست. «محتملاً در فلان مسئله باید اینطور باشد» ارزش این کلام در حدّ همان محتملا ًهست، در حدّ همان احتمال است. چرا انسان باید به این مصیبت مبتلا بشود که اصل و اساس زندگی خودش و مکتب خودش را و ارتباطات خودش را بر حدسیات قرار بدهد؟!
اولیاء خدا و بزرگان همه ما را دعوت به علم میکردند. یک قدم را از روی علم برداری بهتر است از اینکه هزار قدم را از روی ظن و گمان برداری. چون با گمان حرکت کردن هیچ مشخص نیست که انسان را به مقصد میرساند یا نه؟! اضافه بر آنکه نفس انسان به گمان عادت میکند و این مصیبت اوست. نفس که در گمان و حدس گرفتار شد دیگر حرکت و رشد از او سلب میشود، فاتحه! یعنی دیگر باید پرونده این نفس را بست.
آیا انسان امروز با گذشتگان متفاوت شده است؟

