علی، زینت بخش تاریخ و شریعت اسلام - احیاء شب 19 رمضان
9گفت: همان کسی که پیغمبر آخرالزّمان را غسل داده!
گفتم: عجبا! چه ادّعایی میکنی؟! پیغمبر آخرالزّمان را وصیّش علیّ بن ابیطالب غسل داد!
گفت: مرا هم او غسل میدهد!
گفتم: تو اینجا هستی و او در مدینه است!
گفت: مهم نیست، وقتی من از دار دنیا رفتم لبهای من و چانۀ مرا ببند و یک قطیفه روی من بکش، منتظر باش یک صدایی مثل اینکه چیزی از بلندی به زمین میافتد خواهی شنید، در را باز کن علیّ بن ابیطالب داخل میشود.
زاذان میگوید: سلمان شهادتین بر زبان جاری کرد و روحش به عالم قدس شتافت. طبق وصیّت او چانه و لبهای او را بستم و قطیفهای روی او کشیدم. چند لحظه نگذشت که دیدم صدایی آمد، در را باز کردم دیدم امیرالمؤمنین است، سلام کردم جواب ما را فرمود. فرمود: «ای زاذان! سلمان، بندۀ صالح پروردگار از دنیا رفت؟ عمرت دراز باد و خدا تو را توفیق بدهد. سلمان خوب برادری برای ما بود، پیغمبر خیلی سلمان را دوست داشت و چه بسیار اوقات در شبهای تار از سلمان یاد میکرد.»
عرض کردم: بله! چند لحظه پیش از دنیا رفت و با من چنین و چنان گفت. امیرالمؤمنین علیه السّلام با قنبر وارد شدند و قطیفۀ روی سلمان را کنار زدند، سلمان چشمان خود را باز کرد و تبسّمی به امیرالمؤمنین کرد و چشمان خود را بست. حضرت سلمان را غسل دادند، کفن کردند، دفن کردند و برگشتند به مدینه. مدّتی که آمدند و برگشتند همان مدّتی بود که در مدائن مشغول تجهیز و تکفین بودند. خیلی عجیب است!
یکی از شعرای بزرگ عرب به نام ابوالفضل تمیمی میگوید:
وقتی من مدائح و فضائل امیرالمؤمنین را تعریف میکنم این افرادی که چشم آنها تنگ است و عقل آنها کوتاه، به من اعتراض میکنند که: چرا تو اینها را دربارۀ علی به شعر در میآوری؟ اینها نمیفهمند!
من این قضیّۀ سلمان فارسی را به شعر در آوردم، میگویند: مگر میشود که در چند لحظه علی مسافت بین مدینه و مدائن را طی کند و سلمان را تجهیز کند و مراجعت کند؟!

