علی، زینت بخش تاریخ و شریعت اسلام - احیاء شب 19 رمضان
8فضیلتی دیگر از امیرالمؤمنین علیه السّلام
یا علیُّ! لَولا مَخافَةُ أن تَقولَ فیکَ طَوائِفُ مِن اُمَّتی ما قالَتِ النَّصاریٰ فی عیسَی بنِ مَریَمَ لَقُلتُ فیکَ مَقالًا لا تَمُرُّ بِمَلاءٍ مِنَ النّاسِ إلّا أخَذوا التُرابَ من تَحتِ قَدَمَیک یَستَشفونَ بِه.1
«ای علی! اگر من از طائفهای از امّت خودم نمیترسیدم که دربارۀ تو بگویند آنچه را نصاریٰ دربارۀ عیسی بن مریم میگویند که خداست، دربارۀ تو جملهای میگفتم که بعد از آن جمله، از هیچ گروهی از میان مسلمانها عبور نمیکردی الاّ اینکه خاک زیر کفش تو را میربودند برای استشفاءِ به آن.»
تکفین و تدفین جناب سلمان توسّط امیرالمؤمنین علیه السّلام
ابنشهرآشوب روایت میکند از جابر بن عبداللَه انصاری که میگوید: نماز صبح را در مسجد پیغمبر با امیرالمؤمنین علیه السّلام خواندیم، امیرالمؤمنین بعد از نماز رو کرد به ما و به ما تسلیت داد:
آجَرَکم اللَه علیٰ موتِ أخیکُم سَلمانِ؛2 «خدا بر مردن برادر شما سلمان، به شما اجر دهد.»
سلمان در مدائن است، مدائن کنار بغداد است و از آنجا تا مدینه قریب سه هزار کیلومتر مسافت است. با وسایل موتوری چند روز راه است، با شتر که باید یک ماه حرکت کنند. سلمان استاندار مدائن است و مرد زاهد و عابد و حجّت خدا در میان آن سرزمین است.
امیرالمؤمنین علیه السّلام رو کردند به اصحاب و آنها را به مردن سلمان تعزیت دادند. بعد جابر بن عبداللَه انصاری میگوید که امیرالمؤمنین دِراعۀ (جلیقه) پیغمبر را پوشید و چوب دستِ (قضیب) پیغمبر را در دست گرفت و شمشیر پیغمبر را حمایل کرد و عمامۀ پیغمبر را به سر بست و روی ناقۀ عضباء (شتر پیغمبر) سوار شد و به قنبر فرمود: «دستت را به من بده و از یک تا ده بشمار!»
قنبر میگوید: از یک تا ده شمردیم، در مدائن کنار خانۀ سلمان بودیم!
زاذان ـ رفیق و همصحبت سلمان فارسی، از دوستان و مؤمنین و پرستار و مراقب حال او ـ میگوید:
سلمان دارد از دار دنیا میرود، من گفتم: ای سلمان! اگر از دار دنیا بروی چه کسی تو را غسل میدهد؟
- ینابیع المودّة، ج ١، ص ٣٩٣. المناقب، خوارزمی، ص ٣١١؛ کفایة الطّالب، گنجی شافعی، ص ٢٦٤؛ شرح نهج البلاغة، ابنأبیالحدید، ج ٩، ص ١٦٨، با قدری اختلاف.
- مناقب آل أبیطالب علیهم السّلام، ابنشهرآشوب، ج ٢، ص ٣٠١.

