در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت احیای ذکر اهل بیت (علیهم السلام)

و توصیه‌هایی به مبلغین

15341
نسخه عربی

حقیقت احیای ذکر اهل بیت (علیهم السلام)

6
  • تفاوت میان سیدالشهدا با سایر ائمه علیهم السلام

  • امام جواد هم همین است، امام سجاد هم همین است، امام باقر هم همین است، امام مجتبی [و سایر ائمه] علیهم السّلام همه همین هستند. ولی از میان اینها خدا به امام حسین علیه السّلام می‌گوید، «اِنَّ لکَ عندَ اللهِ لَدَرَجَة لا تَنَالهَا اِلّا بِالشَّهَادَةٍ» در وقتی که امام بود، ـ چون در وقت امامت خدا می‌گوید دیگر، هنوز که کربلا نرفته بودند ـ. خدا به امام حسین در وقتی که امام بود می‌فرماید یک درجه‌ای داری [که جز با شهادت به آن نمیرسی]. یعنی آن مطلبی که سیدالشهدا می‌فرمایند در خواب [پیغمبر را] دیدم. [البته] این خواب و بیداری و مکاشفه اینها همه [برای امام] یکی است فرق نمی‌کند.

  • [خدا به سیدالشهدا می‌فرماید:] تو باید به سمت کربلا حرکت کنی، درجه‌ای داری که «لا تَنَالهَا اِلّا بِالشَّهَادَةٍ»، به شهادت باید برسی. این یعنی یک مسئله‌ای بالاتر از امامت هست. چه قضیّه‌ای است که بالاتر از امامت است؟ کسی که واسطۀ بین پروردگار و خلق است بالاتر از این چه می‌خواهد باشد؟ ما که اصلا یک هزارم این را هم نمی‌فهمیم، اینکه هیچ! ولی همین‌قدر درک کردیم ـ به‌طور اجمال و ابهام ـ و فهمیده‌ایم، بالاتر از این امامت یک چیز دیگری هست.

  • چه مقامی بالاتر از امامت است؟ لذا در روز عاشورا جبرئیل آمد و گفت اگر می‌خواهی همین امامت را داری، اما آن شفاعت کبری نصیبت نمی‌شود؛ حضرت فرمودند نه، من شفاعت امّت را می‌خواهم، این امامت و اینها باشد.

  • آن وقت از اینجا خیلی مسائلی که بزرگان گاه‌گاهی لابلای کلماتشان فرموده‌اند، روشن می‌شود. که من حاضرم این مقامی‌که دارم ـ یعنی فنایی که پیدا کرده‌ام، بقایی که پیدا کرده‌ام ـ را بدهم، در مقابل این کتابهایی که نوشته‌ام از بین نرود. ایشان چه می‌خواهند بگویند؟ چه چیزی را در این مسئله می‌خواهند بیان کنند؟ که من حاضرم فناء را بدهم، بقاء را بدهم، تمام این زحماتی که کشیده‌ایم تا آنجا را بدهم [اما این کتاب‌هایی را که نوشته‌ام ندهم.] بگویم آقا بفرمایید. خدا بگوید آقا فانی هستی. [ما بگوییم:] فنا را پس فرستادیم، این را تحویل خودت دادیم! این بقایی که پیدا کردیم، این بقاء را به خودت برگرداندیم. ما همین‌طوری [به زبان] می‌گوییم فناء و بقاء، باید ببینیم چه خبر است! فنایی که هر صد سال یکی، از این خلایق دربیاید، او بیاید و بگوید من این را می‌دهم، اما این کتاب‌هایی را که نوشته‌ام ندهم.