
اهمیت و جایگاه علم در سلوک الی الله
و کیفیت مطالعه و تحصیل علوم حوزوی
اهمیت و جایگاه علم در سلوک الی الله
5یک قضیّهای الآن شما نقل کنید [مثلا] همین مطلبی که الآن من دارم میگویم. این ضبطهایی که هست اینها را بگذارید کنار، شما بروید این مطالب من را ـ هنوز هم خیلی که نگذشته یک ماه و دو ماه و شش ماه که نگذشته، هیچی همان دقیقه ـ شما این مطالبی که من میگویم فردا بروید برای رفیقتان تعریف کنید، بعد آن مطالب را ضبط کنید بیایید با این که من میگویم ببینید چقدر اختلاف دارد؟ اشکال ندارد. خب ما که معصوم نیستیم. اشتباه میکنیم، جمله را عوض میکنیم، نمیدانم مبتدا را گاهی این طرف میآوریم، خبر را آن طرف میآوریم، یک واو کم و زیاد میکنیم. لذا اصلاً مبنای اصولی ما چیست؟ خبر واحد بهطور کلی در اعتقادیات حجّت نیست مگر اینکه قرائن قطعیّه بر صدورش و بر نفس کلمات و اسناد کلمات به معصوم ثابت شده باشد. بسیار خب این مبنای ما چه کرد؟ باعث شد که جلوی این مسئله گرفته شود و این قضیّه بیاید و نسبت به آن ما بایستیم دیگر.
از این قضیّه دو سه ماه گذشته بود، من آن شخصی که این را نقل کرده بود خودم دیدم. گفتم: آقا از شما نقل شده که یکهمچنین مطلبی را فرمودید. گفت: به این کیفیت نبوده، کیفیّتش این بوده. گفتم بفرمایید، از زمین تا آسمان با آنچه که نقل شده تفاوت دارد! خب ببینید، این را من از کجا آوردم؟ این برای رسائل است آنموقع که من رسائل میخواندم من هم میتوانستم مثل بقیّه یک ربع مطالعه کنم، بیست دقیقه مطالعه کنم، چرا آن قدر دقّت میکردم؟ آنموقع ما آن قسم مطالعه کردیم آمد، آمد تا به اینجا رسید، اینجا به درد خورد؛ اینجا کاربردش را نشان داد. وإلاّ ما [هم] مثل بقیّه در دام افتاده بودیم. حالا فهمیدید چرا این علم به درد میخورد و دست انسان را میگیرد؟
حالا بعد از گذشت بیست سال میگویند اشتباه کردیم، خب عزیز من! چرا بعد از اینکه بیست سال بگذرد؟! میگویند نه [اینطور] نبوده و این حرفها نبوده و چه نبوده و چه نبوده! حالا بگذریم از اینکه چه مسائلی بوده؟ چه دروغهایی آنموقع تحویل مردم دادند؟ کاری به اینها نداریم. همین قضیّه، حیّ و حاضر، همین چیزی که از همین بنده خدا [نقل شد]. واقعاً آدم فقط به خدا پناه میبرد که عجب! تو دیروز به من این را میگویی پس چرا امروز داری این را میگویی؟ عجب! تو دیروز به من این را گفتی، حالا میبینیم یک جور دیگر و یک قسم دیگر قضیه [را میگویی].
