
اهمیت و جایگاه علم در سلوک الی الله
و کیفیت مطالعه و تحصیل علوم حوزوی
اهمیت و جایگاه علم در سلوک الی الله
3ایشان این عبارت را خیلی میفرمودند. افراد مختلف از دوستانی که ما داشتیم [و] خدمت ایشان رسیدند، این عبارت را از ایشان نقل میکنند.
خب الآن در اذهان این[طور] است که به هر مقدار که علم بیشتر باشد و اندوختۀ علمی و اطّلاعات بیشتر باشد، خطر بیشتر و بزرگتر است. البتّه من کتمان نمیکنم که بعضی از خطرهایی که متوجّه علما و مطّلعین میشود، آنها متوجّه افرادی که اطلاع ندارند نمیشود. ـ البتّه نه همهاش، بعضی ـ ولی آن خطرهایی که موجب اغواء شخص است، موجب گول خوردن شخص است، موجب انحراف است، موجب عدم برداشت صحیح است، موجب عدم استقامت است، آنها بیشتر متوجّه افراد سادهلوح و غیر مطّلع از مبانی خواهد شد. توجّه کردید؟
لزوم اتقان در تحصیل
دیشب در یک جا بودیم ـ دو سه نفر بودند ـ داشتم این مسئله را برای بعضی توضیح میدادم، داشتم راجع به اتقان در درس و محکمکاری در مطالعه و تحقیق برای آنها میگفتم. گفتم شما ببینید الآن خب مرحوم آقا یک فرد عالمی بود، مجتهد بود، فیلسوف بود، اهل عرفان بود، اهل تفسیر بود، یک فردی بود که از نقطهنظر علوم ظاهری به اعتقاد بنده میشود گفت که ایشان اعلم نسبت به علمای عصر خودشان بودند؛ و حالا اگر ایشان بیایند فرض کنید که تاکید کنند روی علم و درس و تحقیق و اینها خب عجبی نیست؛ بالأخره مثل اینکه ما بیاییم بگوییم که آقا درس خوب بخوانید دقّت کنید، مباحثه کنید، تحقیقتان را خوب انجام بدهید تا مطلب پخته نشده نگذرید، درس را با سؤال جلو نروید، باید درسی که امروز به آن پرداختید کاملاً برایتان حلاّجی بشود بهطوریکه شب که سر روی متکّا میگذارید سؤالی دیگر در ذهن نداشته باشید راحت بخوابید.
ما آن زمانها وقتی که دروس سطح و اینها را میخواندیم اگر یک شب برای ما یک سؤال بود، من از اضطراب و اینکه چرا من هنوز یک سؤالم حل نشده است تا صبح خوابم نمیبرد [که] چرا من نباید یک سؤالم حل شود؟ و مثلاً چرا در اینجا این قضیّه همینطوری مانده است؟ شب خوابم نمیبرد، دو سه ساعت همینطوری مدام غلت میزدیم و این حرفها. اما آن شبهایی که سؤال نداشتم، این درس بدون ابهام برایم گذشته بود، یک خواب راحتی میکردم، همچین انگار دارم در آسمانها پرواز میکنم که امشب من سؤال ندارم، امشب اشکال ندارم.، مثلاً آن زمانهایی که مطوّل میخواندیم و رسائل و لمعه و...[اینطور بودیم.] و به یاد میآوردم کلام مرحوم خواجه نصیر طوسی ـ خواجه نصیر طوسی بسیار مرد بزرگی بود!، بسیار مرد بزرگی بود ـ را که ظاهراً در آداب المتعلّمین [بود]، اینطور به نظرم میرسد. چون ما آداب المتعلّمین را همان ابتدای طلبگی پیش مرحوم آقا خواندیم و خیلی جزوۀ بسیار مفیدی است و ایشان توصیه میکردند که همه این را بخوانید، خیال میکنم که ایشان در آنجا دارند که وقتی یک مشکل علمی برایشان حل میشد از شدت خوشحالی میگفتند که: أینَ أبناءُ الملوک [مِن هذه اللَذَّة] 1، این پادشاهها که خیال میکنند عالَم را گرفتند و فتح کردند و قصرها و باغها و چه و چه، اینها که خیال میکنند خوشی عالم را گرفتند، آنها کجا هستند که بیایند ببینند که من الآن در چه پادشاهی دارم به سر میبرم و در چه سلطنتی دارم سیر میکنم و حاضر نیستم این خوشحالی و این مسرّتی که بهواسطۀ کشف یک مطلب علمی برای من پیدا شده به تمام سلطنت آنها بدهم؟ خب معلوم میشود این مردِ بزرگ واقعاً به حقیقت علم رسیده بود و به واقعیتش رسیده بود و اینکه این حقیقتی که برای او کشف شده این حقیقت چه آثاری برای او به وجود خواهد آورد؟ فقط این نیست که یک مطلب علمی باشد، متعاقب بر این مسائل و مطالبی پیدا میشود.
- . جامع المقدمات(جامعه مدرسین)، کتاب آداب المتعلمین، ص 27:
«لا بدّ لطالب العلم من التوکّل و لا یهمّ لأمر الرزق، و لا یشغل قلبه بذلک، و یصبر لأنّ طلب العلم أمر عظیم و فی طلب تحصیله أجر جزیل، و هو أفضل من القراءة عند أکثر العلماء فمن صبر على ذلک فقد وجد لذّة تفوق سائر لذّات الدنیا و لهذا کان محمد بن الحسن الطوسیّ (رحِمهُ الله) إذا أسهر اللّیالی و حلّ له مشکلات یقول: «این أبناء الملوک من هذه اللّذة»، و ینبغی أن لا یشغل بشیء و لا یعرض عن الفقه و الحدیث و التّفسیر و القرآن.
و زيبنده است كه: دانشجوى، بر قادر متعال اعتماد كرده و امر روزى را چندان مهمّ نداند، و قلب خود را براى آن مشغول نكند و بردبار باشد، زيرا طلب علم و دانشجويى كار بزرگى است، و اجر و پاداش آن نيز بزرگ است، و بهنظر بسيارى از دانشمندان، تحصيل علم از قراءت قرآن با فضيلتتر است، و كسى كه در راه تحصيل علم، صبر و بردبارى را پيشه خود سازد به لذّتى مىرسد كه بر تمام لذّتهاى دنيايى برترى دارد، و از همين جهت بود كه دانشمند طوسى محمد بن حسن طوسى هرگاه براى حلّ مشكلى بيدار خوابى مىكشيد، و مشكل براى او حلّ مىشد، با خوشحالى غيرقابل وصفى مىگفت: پسران پادشاهان كى و كجا چنين لذّتى دارند، و مناسب است كه خود را براى هرچيز و ناچيزى مشغول نكند، و براى علم فقه و حديث و قرآن و تفسير آن اهمّيّت بيشترى قائل شده و از آنها روگردان نشود.» محقق
- . جامع المقدمات(جامعه مدرسین)، کتاب آداب المتعلمین، ص 27:
