
اهمیت و جایگاه علم در سلوک الی الله
و کیفیت مطالعه و تحصیل علوم حوزوی
اهمیت و جایگاه علم در سلوک الی الله
8خدا رحمت کند، یک مرحوم آقای نوری بود که رفیق و همحجرهای مرحوم آقا بود. داشت برای ما تعریف میکرد، میگفت: نزدیکهای عید قربان بود، ما رفتیم یک گوسفند خریدیم بیاییم که یک چند روز بچهها با آن بازی کنند بعد هم سرش را ببُریم، آمدیم در خانه دیدیم این گوسفند یک چشم ندارد، عجب! این گوسفند یک چشم ندارد، گوسفند را برداشتیم بردیم پیش یارو گفتیم: آقا این گوسفندی که به ما دادی یک چشم ندارد! گفته بود مگر میخواهی برایت دعای کمیل بخواند؟ ندارد که ندارد، تو میخواهی چند روز بازی کنی بعد هم سرش را میبُری! حالا چشم ندارد که ندارد مگر میخواهی برایت دعای کمیل بخواند؟
اما خدا به ما چشم داده، [با] این چشمی که داده، نگاه کن! ببین چه قضیّهای دارد میگذرد؟ گوش داده، بشنو، مطالب را بشنو، و آنچه را که دیدی و آنچه را که شنیدی با قلب و با مغزت بیازمای، بسنج، در معرض قرار بده، در محک قرار بده و بر طبقش عمل کن، [نگو که] نه و حالا و به ما چه؟ و بالأخره یکی باید بشود و بد از بدتر و از این حرفها، خدا در کاسۀ ما میگذارد! این حرفها نیست، ﴿كُلُّ أُوْلَـٰٓئِكَ كَانَ عَنۡهُ مَسُۡٔولٗا﴾ لذا بنده گفتم بنده کسی را نمیشناسم، نه این، نه این [دیگری]، هیچکدام اینها. ما هم تا یقین نداریم کاری انجام نمیدهیم که بعد وزر و وبالش بر دوش ما باشد. دیدید چه شد؟ حالا فهمیدید؟ خب حالا آنهایی که رفتند، آنهایی که میگفتند ما از نفوس خبر داریم، آنهایی که میگفتند ما از قلوب خبر داریم، آنهایی که میگفتند ما نور و ظلمت را در افراد میبینیم! چطور نتوانستند ظلمتها را تشخیص بدهند؟ حالا چه دارند جواب بدهند؟ اینکه اینطوری در آمد آقا! اما ما چه کردیم؟ اما ما طبق علممان، طبق اطّلاعمان طبق آنچه که شناخت داریم از راه و مسیر بزرگان، عمل کردیم.
