
چند نکته از مبانی مکتب عرفان
آداب سخنرانی و برگزاری مجالس اهلبیت در مکتب عرفان
چند نکته از مبانی مکتب عرفان
5غلبۀ دنیا با لعاب سلوک، دلیل برخی تصمیمهای آیتالله طهرانی دربارۀ مجالس بوده است
من جلسۀ «عنوان بصری» را بهخاطر ازدیاد جمعیت تعطیل کردم؛ خودتان که دیگر شاهد هستید. بهخاطر همین مسائل دنیایی گفتم که آن جلسه دیگر نباشد. عدهای بیایند و بروند و اصلاً مجلس «عنوان بصری» را با طویله عوضی گرفته بودند و بساطی شده بود! اگر قرار بود که ما در این حرفها باشیم که نانمان در روغن بود؛ آن هم یک وجب، با پیازداغ و نعناع! تعطیلی جلسۀ «عنوان بصری» برای همین حرفها بود؛ ما دیدیم که دیگر بوی خدا دارد در آن [مجلس] از بین میرود.
افطاری شب ماه رمضان را میدانید بنده برای چه تعطیل کردم؟ بهخاطر اینکه دیدم دنیایش بر خدایش غلبه میکند! این [یکی] میآید به آن فخر میفروشد که: «رفتیم افطاری حضرت آقا، جای شما خالی بود!» اگر [واقعاً] جای او خالی است، سال بعد جایت را بده به او! چرا از قبل زمزمهاش را میکنی [و میگویی:] «آقا حتماً ما را دعوت بفرمایید [تا] فیض ببریم!» اینها همهاش بازی است آقاجان! منتها بازی به رنگولعاب سلوکی! اگر جای او خالی بود، سال دیگر شما نیا! بالأخره [اینجا] گنجایش [همه را] که ندارد؛ این [فضای منزل] که اضافه نمیشود. سال بعد نیا، یکخُرده هم زروزیورآلات به خودت آویزان نکن [تا] به رخ بقیه بکشانی و جایت را بده به دیگری؛ یک بندۀ خدا که او هم دلش میخواهد بیاید. مگر این آقا فقط آقای توست؟! آقا برای همه است و این اختصاصی ندارد؛ منزل، منزلی است که درب آن، بر این اساس باز و بسته میشود.
اگر ما می خواستیم بهدنبال «بیا و برو» و این حرفها باشیم، یکی از رفقا قرار بود در همین بالای شهرک قدس، زمین دو هزار متری بخرد و سه طبقه حسینیه [بسازد]؛ اگر [شروع کرده] بود، دو سه سال پیش هم تمام شده بود و الآن [آماده بود]. اما اینها همهاش دنیاست! گفتم: «شما برای چه میخواهید این کار را بکنید؟ اگر برای خدا و پیغمبر و خوشحالکردن دل امام زمان است، من در این مسائل چیزی نمیبینم و مشاهده نمیکنم.»
