در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

چند نکته از مبانی مکتب عرفان

آداب سخنرانی و برگزاری مجالس اهل‌بیت در مکتب عرفان

15886
نسخه عربی

چند نکته از مبانی مکتب عرفان

4
  • رِندِ عالم‌سوز را با مصلحت‌بینی چه‌کار؟!***کار مُلک است آن ‌که تدبیر و تأمل بایدش!1
  • مُلک! مُلک! همین دنیا! دارید خودتان می‌بینید؛ نگاه کنید، اوضاع را ببینید! چه فکر می‌کردیم چه شد!

  • «کار مُلک است آن که تدبیر و تأمل بایدش»؛ آن زمانی که بزرگان به ما فرمودند: «زیر کرسی بنشینید و از جای خود تکان نخورید!» این روز‌ها را داشتند می‌دیدند!

  • فهمِ مبانی، اولین لازمۀ سلوک است

  • خلاصه اینکه این روش، روش سلوک نیست. در مسیر و مکتب سلوک، اول چیزی که لازم است «فهم» است؛ باید فهم، ادراک، روشنگریِ مسیر و مبانی، زیاد شود؛ [یعنی] آنچه را که سالک باید [در عمل] به‌کار ببندد.

  • در همین جلسۀ غدیریه، که مربوط به خانم‌ها بود به ما گفتند: «آقا، خانمِ فلان‌کس را دعوت بکنیم یا نکنیم؟» گفتم: «چرا [دعوت] نکنید؟!» [گفتند:] «آخر شوهرش این است!» [گفتم:] «باشد! شوهرش این باشد یا آن باشد! اولاً به زن چه ارتباطی دارد؟! این زن که گناهی نکرده است. حالا شوهرش برای خودش افکار خاصی دارد؛ این زن که در اینجا تقصیری ندارد. هرکسی پرونده و فایل خودش را دارد و ارتباطی هم به دیگری ندارد.» گفتند: «[خواستیم] از شما بپرسیم.» [گفتم:] «پرسیدن از من ندارد! [ثانیاً] شما که روش و رفتار مرا می‌دانید، چرا می‌پرسید؟! می‌دانید و خبر دارید [که اگر] بگویید، می‌گویم ”باشد.“»

  • یک خانم مخدّره‌ای تلفن کرده بود و به او گفته بودند: «شما بیایید در این مسائل غدیریه کاری انجام دهید و مسئولیّتی [هم داشته باشید].» آن خانم هم به شوهرش گفته است. شوهرش برای بنده پیغام داد که: «ما تا به‌حال اینجا که می‌آمدیم، به‌خاطر کسی نمی‌آمدیم؛ به‌خاطر امام [معصوم] می‌آمدیم. اگر هم بخواهیم شرکت کنیم، به‌خاطر امام [معصوم] است.»

  • گفتم: «اگر تابه‌حال به‌خاطر من می‌آمده‌ای که غلط کردی! بیخود کردی آمده‌ای! مگر من اینجا صاحب هیئتم که به‌خاطر من می‌آیی؟! اگر هم به‌خاطر امام آمده‌ای، دیگر پیغام‌ دادن ندارد!» بعضی‌ها مثل ‌اینکه اصلاً مریض هستند، یک بیماری‌ دارند! من کِی تا به‌حال به‌خاطر کسی [یا] به‌خاطر خودم، رفیقی را به اینجا دعوت کرده‌ام؟!

    1. دیوان حافظ (قزوینی)، غزل 276.